ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٤٤٧ - اصل دوازدهم در ترتيب ظهور موجودات پس از برانگيخته شدن قلم و لوح مانند تعين عالم مثال است بعد از تعين عالم ملكوت - از عالم جبروت
ندارد، زيرا عكس عكس؛ به صورت اصل ظاهر شده است، و اين همان دليل در تعبير نكردن حضرت خليل ٧ خواب خودش را بوده است، و اگرچه به واسطه ظاهرش نياز به تعبير داشت.
٤٥٥/ ٤ و دسته سوم كسانىاند كه قلبشان قرارگاه تعالى گرديده و چيزى از خارج در قلبشان نقش نمىگذارد، بلكه منبع و كانون قلب ايشان است، و نقشپذيرى اول در مغز است و خيال آن را به صورتى مناسب خودش بازگو مىكند كه البته نياز به تعبير دارد. و چون حضرت خليل ٧ خو به حالت اولى (يعنى خواب بدون تعبير) داشت و حق تعالى خواست او را به مقام كسى كه حق متعال قلبش را فرا گرفته است انتقال دهد- و نقش آنچه كه از قلب الهى او برخاسته و به مغزش رسيده (هر دو) يك نقش بوده- لذا به صورت اصلى ظاهر نگشت و نياز به تأويل و تعبيرى دارد كه بيانگر حقيقت امر است كه مقصود از اين نقش به صورت تعيّنش در عالم بالا و عوالم عقول و نفوس تعيّن روحانى است؛ و يا كيفيت برخاستنش از قلب متوحد الكثرت (يكى كننده كثرت- وحدت بين) به صفت احديت جمع است. پس دانسته مىشود كه هر خيال مقيد حكمى از احكام اسم «الباطن» است كه در عالم مثال تجسّد پيدا كرده؛ تجسّدى درست؛ و اين به واسطه درستى علم و قواى حكايت كننده است، سپس تجسّدش در هر خيال مقيد؛ به حسب قوه صورتبخش (مصوّره) و محل و احوال ادراك كننده و صفات غالب بر او- زمان ادراك- مىباشد.
٤٥٦/ ٤ بدان خوابى كه نياز به تعبير دارد مربوط به پستترين طوايف (دسته اول) و كاملترين خلايق (دسته سوم) مىباشد، و خوابى كه نياز به تعبير ندارد حال متوسطان (دسته دوم) مىباشد.
٤٥٧/ ٤ اما به تأخير افتادن حكم خوابها: آن دليل بر بلندى مقام نفس است، زيرا آن چه را كه در عوالم عالى و نزديك به مرتبه علم است درمىيابد و (خواب ديدن تا زمان ظهور حكم آن را) ناگزير از درنگش در هر آسمانى است تا آنكه رنگ حكم آن (مرتبه) را گرفته و بهره خويش را از آن فلك و آنچه در آن است دريافت دارد، چون هر پديدهاى كه در اين جهان ظهور مىيابد، از زمان جدا شدن معنويش از مقام قلم اعلا و لوح محفوظ و