ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٤٤٥ - اصل دوازدهم در ترتيب ظهور موجودات پس از برانگيخته شدن قلم و لوح مانند تعين عالم مثال است بعد از تعين عالم ملكوت - از عالم جبروت
چيزى است كه در علم مىباشد، و نسبت عالم مثال به صورت عالمى كه مظهر اسم «ظاهر» است؛ نسبت ذهن انسان و خيال او است به صورتش، و روح صورت عالم از وجهى مظهر اسم «باطن» مىباشد، پس تجسد دهنده چون در آنجا صورتى ندارد از امور معقول است و آن اسم «باطن» مىباشد، و در آنجا نقصى نه در علم و نه در قوهاى كه قوه مصوره انسان رونوشتى از آن است وجود ندارد، چون حق تعالى صاحب نيرو و قوتى استوار است، بنابراين آنجا هيچ چيزى- جز به حسب آنچه كه مىداند- تجسّد نمىيابد، لذا مطابقت لازم مىآيد، و نسبت به عقول عالى و نفوس نيز كار همينگونه است.
٤٤٨/ ٤ اما متوسط بين نشأه انسان عنصرى و بين روحانيت و معنايش؛ عالم خيال مقيد است، و صورتى كه در آن ظاهر است به حسب نسبت صاحب خيال- از دو طرف- مىباشد، پس اگر نسبتش به عالم ارواح و آنچه كه بالاى آن است قوى گردد؛ تخيلات و اعتقاداتش حق و درست است، و اگر نسبتش به عالم حسّ؛ به واسطه غلبه احكام صور قوى گردد؛ تخيلاتش چه در بيدارى و چه در خواب فاسد و تباه؛ و آرا و انديشههايش نادرست مىباشد، از اينروى آنها را اضغاث احلام (خوابهاى آشفته) گويند.
٤٤٩/ ٤ و اين بدان جهت است كه هر كس بر خيالش صفات تقييدى و احكام انحرافات اخلاقى و مزاجى غالب باشد، او ريشه و اصل خيال خويش را از عالم مثال ادراك نمىكند (و از روى علم و شهود بدان اتصال نمىيابد) هرچند اتصال غير منقطع باشد، و هركس كه براى او در خيال مقيدش سير و مرورى حاصل آمد؛ به طورى كه منتهى به طرفى شد كه متصل به عالم مثال مطلق است، يعنى موفق به گذشتن از خيالش به عالم مثال شد، وى آنچه را كه حق تعالى مىخواهد از آن عالم به او بنماياند درك مىكند، بلكه از آنجا به عالم ارواح و سپس به پهنه مرتبه علم بيرون مىآيد و بر دستهاى از امور و حوادثى كه ظهورش در عالم ديگرى مقدر و پيشبينى شده است آگاهى مىيابد، از اينروى پيغمبر ٦ فرمود: راست خواب بينندهترين شما راستگوترين شمايند.
٤٥٠/ ٤ و فرمود: خواب ديدن سه نوع است: خواب ديدنى از جانب خداست، و خواب ديدنى است كه از انبار كردن شيطان (و يا ترسانيدن و اندوهناك كردن شيطان) و