ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٧٣٨ - سئوال چهاردهم تقابل دو نسخه به دو ذوق چگونه دانسته مىشود؟
اسمائى است. و دست راست مظهر عالم ارواح است و دست چپ مظهر عالم عناصر، و هر يك از دو دست داراى فصلها و اصلهايى است:
٢٥٨/ ٥ فصلهاى هر كدام چهارده است و هر دو بيست و هشت فصل دارند كه باطن آنها حقايق حروف بيست و هشتگانه است كه چهارده حرف آنها نقطهدار است و چهارده بىنقطه، همچنان كه مظاهر آنها از اصول صور عالم بيست و هشت منزلت است: چهارده ظاهر است و چهارده باطن.
٢٥٩/ ٥ و اما اصولى كه مظاهر آنها انگشتان است: پنج تا داراى درجات عالى است و برترين و فراگيرترين آنها از حيث احاطه علم است، و آن اصل متوسط است و از جهت راست آن دو اصل است: حيات به واسطه انگشت سبابه (انگشت نشان) و قدرت به واسطه ابهام (انگشت شست) و از جهت چپ آن اراده و قول است، و هر اصل آن داراى سه فصل است؛ جز اصل قدرت، چون آن به واسطه دو سرّ بزرگ داراى دو فصل است: يكى اينكه هر يك از چهار تعلقشان عمومى و همگانى است- برخلاف قدرت- براى اين كه حكم آن جز آنكه بر ممكن تعلق بگيرد باز داشته شده است. و ديگرى اينكه چگونگى تعلق قدرت به مقدور روشن نيست، چون كارش در آغاز ايجاد در نهايت پيچيدگى و ابهام است، براى اينكه تجلى وجودى كه نورش بر ممكناتى كه در ذات خودشان در تاريكىهاى امكاناتشان پنهان و پوشيدهاند گسترده است غير مجعول است و ممكنات از حيث حقايق متعيّنشان در علم حق تعالى توصيف به جعل نمىشوند.
٢٦٠/ ٥ بنابراين از اثر قدرت جز اقتران و جفت شدن وجود مفاض به عين ممكن تعقّل نمىشود، و آنچه براى كاملان از اقتران صورت مىبندد حركتى معقول است كه موجب اتصال مىگردد، در حالى كه هيچ حركتى در معانى و حقايق مجرد بسيط قابل تصور نيست، با اينكه اينجا مقام ابهام است لذا ابهامى كه مظهر قدرت بود مفصل است، با اين كه بيان نارساتر و معذورتر از آن است كه بگويد اثر قدرت؛ امر وجودى نيست؛ بلكه تنها از اثربخشى برخى نسبتها حاصل آمده است، اين بيان حضرت شيخ قدس سره بود.
٢٦١/ ٥ سپس در اصل تلقّى (برداشت) وجود گوييم: بدان تلقياتى كه در مقام تنزّل