ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٧٣٩ - سئوال چهاردهم تقابل دو نسخه به دو ذوق چگونه دانسته مىشود؟
(فرود آمدن وجود در قوس نزولى) واقع است؛ همانطور كه گفتيم عبارتاند از حكم خفا و ظهور، يا ظهور از خفا به صورت افتراق (پراكندگى) و بسط، و يا خفاى از ظهور است به صورت جمع و قبض.
٢٦٢/ ٥ فرغانى گويد: تعيّن و تجلى اول داراى وحدت و جمع و اجمال حقيقى است و تفصيل نسبى آن اعتبارات واحديت است كه مندرج در آن است؛ و جمع اين تفصيل نسبى عبارت است از تعيّن و تجلى دوم واحدى، و تفصيل اين كثرت معلومات و كثرت نسبى است كه به واسطه اسماء ظاهر است، و جمع اين تفرقه و پراكندگى حقيقت قلم اعلا و وجود آن است، و تفرقه آن حقيقت لوح محفوظ است با آنچه كه ارواح و روحانيات اشتمال بر آن دارد، و جمع اين عين هبائى و تفرقهاش عرش و كرسى و تمام صور مثالى است، و جمع اين عنصر اعظم و تفرقه آن اركان (عناصر چهارگانه) و آسمانها و مولدات (سهگانه) با تمام صور؛ اجناس و انواع و بعضى اشخاصشان مىباشد، و جمع حقيقى و اجمال غايى اين تفرقه صورت آدم است؛ و تفصيل او از حيث كليات؛ آنچه كه معنا و صورت جامع او بوده؛ حقايق خلفا و كاملان مىباشد؛ بلكه هر يك از آنان جمع و اجمالاند نسبت به تفرقه هر كس از قومش كه تحت حيطه و فراگيرى او مىباشد، خواه پذيرا و قابل باشد و خواه ناپذيرا و سركش، و صورت جمعيّت همگان- چه تابع و چه متبوع آنان- صورت محمدى اكمل و معنا و حقيقت اجمع (و تمام) او مىباشد، و تفرقه اين احديت جمعى؛ حقايق كاملان و خلفا و اقطاب و ابدال و هر كس كه در تحت حيطه هر يك از امت محمدى قرار دارد مىباشد، اين سخن فرغانى بود.
٢٦٣/ ٥ سپس گوييم: در اختلاف اين تلقيات و اسباب (جمع سبب) و اصل آن در تفسير گويد: چون مراتب اسماء به هم ارتباط دارند و احكام آنها به هم گره خورده و به واسطه توافق و تباين- كه آشكار كننده حكم ابرام و نقض (تثبيت و تبرئه) است در هم تداخل يافتهاند؛ احوال خلق مختلف و متفاوت گرديده است، براى اينكه اجتماعات احكام اسمائى بر انواعى چند است كه بين آنها كيفيّات معنوى كه متصل و مقرون به تقابلات روحى است حصول پيدا مىكند و در اين بين چيزى كه شباهت به مزاج دارد حادث و پديد مىآيد؛ و همانطور كه گفته