ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ١٨٠ - مقام چهارم در نسبت وجود به حقيقت هر موجودى به همانند بودن و غير بودن
ماهيت ممكنه، بنابر آن اصل كه اشيا صور تعينات علمى اويند، و آن صور؛ صور نسبتهاى اسمائى وجود به ماهيات است، و نسبتهاى وجود به ماهيت موجودياتىاند كه به نام وجودات اضافى ناميده شدهاند[١] وگرنه ذات حق از آن جهت كه او است برتر از آن است معروض قرار گيرد و يا تعدد پذيرد و يا نيازمند به علتى باشد كه او را قيام و با بقا و يا تغيير دهد، بلكه همگى شاخهها و شئونات و ظهورات نسبتهاى اسمائى اويند.
٤١٠/ ٣ و به اين تحقيق سئوالاتى را كه حضرت شيخ قدس سره در كتاب مفصحه بر اثبات اين كه وجود عين حق است به واسطه نظر بيان داشته دفع مىگردد.
٤١١/ ٣ سئوال اول اين كه: مفهوم وجود واحد است، و آن از آن جهت كه وجود است اگر اقتضاى عارض شدن به ماهيتى را كند، پس هر وجودى عارض است و وجود واجب صفتى براى حقيقتش مىباشد- نه عين حقيقتش- و اگر اقتضاى «لا عروض» كند، هر ممكنى يا عين آن است، در اين صورت مفهوم واحدى نمىباشد- و اين خلاف فرض است- و يا اين كه عارض است و وجود زايد بر ممكنات، در اين صورت موجود نمىباشد، و اگر اقتضاى هيچ يك از اين دو را نكند؛ تجرّد وجود واجب به واسطه سببى جدا (ى از ذات) است، در اين صورت واجب به غير است- و اين خلاف فرض است-
٤١٢/ ٣ زيرا عروض به سبب ذات خودش نيست بلكه به واسطه نسبتهاى اسمى و غناى به ذات خود است با اين همه گوييم: هر ماهيتى اقتضاى «لا عروض» نسبت به خودش را دارد، چون غير مجعول است و سلب آن از آن ماهيت محال و ممتنع است و اقتضاى عروض به غير خود را دارد يعنى انتساب به آن (غير خود) به واسطه شرط و يا سببى- و همين طور وجود-.
٤١٣/ ٣ خواجه نصير الدين طوسى قدس سره جواب داده كه: آن مشكك است و مشكك را اختلاف مقتضياتش جايز است، مانند نور كه در خورشيد اقتضاى روشنايى چشمان شب
[١] - يعنى اشياء خارجى تعينات تعقلات اويند، هم چنان كه حقايق تعقلات تعينات اويند، بنابر اين مقول بر غير حق جز وجود مطلقى كه عين حق است- يعنى موجوديت- نمىباشد، يعنى همان نسبت اسمى براى وجود حق نسبت به ماهيات ممكنه، و نسبتهاى وجود به ماهيات عبارت است از همان وجوديات كه به نام وجودات اضافى ناميده شده، زيرا ذات حق از آن جهت كه او است برتر از آن است كه ... تا آخر.