ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٦٠٨ - فصل ششم از فصول باب در بيان توجه حبى
و برخى عنصرى، و برخى ديگر روحانى متلبس و آميخته به صورت و غير متلبّس به صورتاند، بلكه معانى مجردى هستند كه داخل در مرتبه امكان مىباشند[١]. اما ربانى: يعنى آن چه كه حقيقت جامع الهى متوجه آن است؛ يا تعينات وجودى مظهرى است و يا تعينات اسمائى غيبى كلى.
١٠٠٢/ ٤ چهارم اينكه: او چيزى غير خودش را كه مناسبتى جامع بين آن دو نباشد نمىطلبد، و آن هر امر جامعى است كه در اتصاف به حكم آن و قبول اثرش متماثل و همانند هماند و در آن اشتراكى دارند كه بين آن دو مطلقا عدد و شمار وجود ندارد، بلكه اين جامع؛ يك مضاهات و همانندىاى- از جهتى- با هر يك از آن دو دارد، همانندىاى كه هيچ مغايرت و تضادى را باقى نمىگذارد، يعنى از حيث تماثل و همانندى آن دو، در آنچه كه آنها را از اين جامع و اثرش بهره است، و حكم امر جامع از جهت اتحاد اين اشياء به آن، حكم اين اشياء است در اين كه آنچه براى آن ثابت است براى آنها هم ثابت است و هرچه از آن نفى مىشود از آنها هم نفى مىشود، اما مباينت و جدايى بين اشياء؛ از حيث خصوصيات آنها است كه بدان خصوصيات از هم امتياز پيدا مىكنند.
١٠٠٣/ ٤ پنجم اينكه: نقل آن در بيان الهى كه: وَ هُوَ الْغَفُورُ الْوَدُودُ، يعنى او آمرزگار و مهربان است (١٤- بروج) گذشت كه: رقيقه رابط عبارت است از مجراى حكم مناسبت كه گاهى از يك طرف و گاه ديگر از هر دو طرف حادث و پديد مىآيد؛ و تقسيم به توجه از جانب بنده به واسطه «سلوك» و به «تدلى» از جانب «رب» مىگردد، سپس «التقاء» تقسيم به «منازله»- اگر در وسط باشد- و به «تدلّى»- پس از بيرون گذشتن ربّانيش- و به «تدانى»- پس از بيرون شدن از سالك- مىگردد، و نتيجه و ثمره از تمام اينها ظهور كمال است كه موقوف بر اين اجتماع- به واسطه الحاق فرع به اصل و تكميل كل به جزء- مىباشد.
١٠٠٤/ ٤ و چون اين مقدمات را دانستى بدان كه حضرت شيخ قدس سره در كتاب نفحات گويد: محبتى كه عبارت است از حقيقت طلب كردن وحدانى؛ حكمش بين مرتبه الهى
[١] - مانند سعادت و احوال و مقامات معنوى و معرفت و قرب و غير اينها.