ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ١١٣ - فصل هشتم در اين كه هيچ اثر گذارى اثر نمىگذارد تا آنكه اثر پذير شود
است، و اما فطرى بديهى بودنش؛ به واسطه حصولش بدون وساطت قواى بدنى باشد، و اين همان چيزى است كه حضرت شيخ قدس سره در تفسير فاتحه قسم دوّمش قرار داده و گفته:
سپس تصور بسيط نفسانى وحدانى- مانند تصور اصل كلى- است كه آغاز تقاصيل فروع و شعبههاى آن مىباشد؛ آن فروعى كه امكان ياد آوردن آنها- با عدم حاضر آوردن جزئيات آنها- هست، و آنها در ذهن- پس از تصور- كمكم تشخص مىيابند.
١٨٦/ ٣ اگر گويى: پس بخشى را كه در تفسير نخستين اقسام و بخشها قرار داده؛ و آن شعور اجمالى وحدانى؛ و آگاهى عالم به آنچه كه در ظاهر و باطنش از سرّ جمعيت و حكم نور از پس پردههاى احكام كثرتش مىباشد كجا است؟
١٨٧/ ٣ گويم: آن را در اينجا[١] بيان نداشته چون حضرت شيخ قدس سره در آن جا[٢] گفته: آن تصورى علمى نيست، بلكه ادراكى روحانى جملى (مختصر و فشرده) از پس حجاب و پرده طبيعت و وابستگىها است، بنابر اين در مراتب علم- جز به اعتبار قوه قريب از فعل- داخل نمىشود[٣].
١٨٨/ ٣ دوم تصور ذهنى خيالى است، و آن تصور جزئى است ولى به واسطه قوه باطنى- مانند متخيله- پس نسبتش به ذهن است، چون قوهاى بدنى است و زمينهساز براى ادراك باطنى مىباشد و تيز هوشى نهايت خوبى آن قوه است و (نسبتش) به خيال است، چون آن (قوه خيالى) مدركات حسى را مىگيرد و به صورتهايى مثالى كه لطيفتر از حسّى هستند حكايت مىكند، چنان كه معانى روحانى را به صورتهاى غليظتر از خودشان حكايت مىكند.
١٨٩/ ٣ سوم تصور حسّى است و آن ادراك محسوسات است به هر حسّى از حواس پنج گانه ظاهرى كه مشهوراند.
١٩٠/ ٣ چهارم جامع و فراگير همه؛ يعنى تصورى كه مركب از اين اقسام تصورات است و
[١] - يعنى مفتاح الغيب. م
[٢] - يعنى تفسير فاتحه. م
[٣] - ادراك روحانى يعنى سرّ وجودى احدى كه جامع تمام حقايق است ولى به واسطه علايق و وابستگىهاى جسمانى و حجاب و پردههاى طبيعى پوشيده شده است، و اين عقل هيولانى مصطلح حكيم نيست، و اگر چه اين وهم را بيان حضرت شيخ قدس سره مىآورد كه: مگر به اعتبار قوه قريب از فعل.