ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٦٠ - فصل پنجم در آنچه كه كاملان - از ضبط كليات مهم علم و عمل - بيان داشتهاند
١٧٤/ ٢ سپس گوييم: چون ولىّ به اين مقام تحقق يافت؛ بخش حقايق[١] برايش آشكار مىشود، و اين به واسطه پايان يافتن سير اوّلى محبّى او- پس از تحقيق و ثبوتش به تمام آنچه كه اسم «الظاهر» از اسماء در بردارد- مىباشد، لذا آغاز در سفر دوم محبوبى مىكند، يعنى براى مشاهده كثرت تعينات نسبى كه منسوب به شئون باطنى هستند؛ كه آن شئون باطنى خود آينهاى مر وحدت وجود عينى (خارجى) را هستند كه حكمشان بر روح غالب است.
١٧٥/ ٢ زيرا وجود را دو حكم است: يكى از جهت مفيض بودن و اين كه اثرش بر روح غالب است، و ديگر از جهت مفاض بودن و اين كه اثرش بر نفس غالب است، پس وحدت شعاع وجود عينى در نفس- از آن جهت كه مفاض است- آينهاى است مر كثرت احكام حقايق كونى را، لذا اين كثرت منطبع و نمودار در آينه ظاهر است و صفحه آينه پنهان، همان گونه كه شأن آينه محسوس اينگونه است.
١٧٦/ ٢ و اما در روح: كثرت شئون وجود علمى كه داراى نسبت باطنى هستند؛ يعنى آنها كه صورتشان حقايق كونى است، آينه وحدت وجود عينى ظاهرىاند، پس در آن؛ وحدت ظاهر است و كثرت شئون باطن است.
١٧٧/ ٢ پس در سير اول پردههاى كثرت احكام از آينه وحدت وجود كنار مىرود؛ تا آن جا كه وحدت وجود كه ظاهر از عين كثرت نفس و صورتهاى عالم است تجلى كند و به واسطه اين كثرت- در قوس نزول- كمال حاصل براى وجود واحد ظاهر و آشكار شود.
١٧٨/ ٢ و در سير دوم حجاب وحدت وجود عينى را كه اثرش بر روح غالب است؛ از آينه كثرت شئون نسبى؛ كه به وجود علمى باطنى نسبت داده شده كنار مىزند تا تجلى باطنى- يعنى علوم غيبى و اسرار الهى- به واسطه خصوصيات اين كثرت نسبى ظهور پيدا كند، و پس از گشوده شدن روح؛ بين احكام حقيقت كونى آن و بين احكام سرّش- يعنى وجود عينى نسبت داده شده- امتزاج و فعل و انفعالى حاصل گردد، هم چنان كه بين آن و بين نفس نخست چنين امرى جارى شد، ولى در اينجا فعل را به سرّ؛ و انفعال را به روح نسبت مىدهد، در اين
[١] - بخش حقايق ده است: مكاشفه- مشاهده- معاينه- حيات- قبض- بسط- سكر- صحو- اتصال- انفصال.