ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٦٠٩ - فصل ششم از فصول باب در بيان توجه حبى
و كونى- به واسطه مناسبتى كه بين حق و خلق ثابت است- مشترك مىباشد، بنابراين از وجهى نسبتش به حق درست است و از وجهى به خلق- به موجب آن مناسبتى كه با خواست الهى توضيح بيشترى خواهيم داد- و سببهاى آن متعدد است:
١٠٠٥/ ٤ از جمله: صفات هر دو محب و اتحاد آن دو از جهت آن (مناسبت) است، اگرچه بهرهورى آن دو از آن متفاوت است، يعنى به واسطه محال بودن ظهور حكم صفتى از صفات در دو محل و بر يك وجه، پس ناگزير از تفاوت است، يعنى به واسطه تفاوت استعدادهاى ماهيات غير مجعول كه اقتضاى قبول وجود واحد را بر انحاء مختلف و به صور بخشهاى گوناگون دارند، از اين روى يافتن همانندى و مثليّت بين دو امر- از تمام وجوه- غير ممكن است و تجلى هم تكرارپذير نيست.
١٠٠٦/ ٤ اگر گويى: وحدت صفت ذاتى حق تعالى است و كثرت صفت ذاتى عالم، پس اين دو از جهت صفت، با هم متقابل و ضداند نه متناسب.
١٠٠٧/ ٤ گويم: حقيقت امر پيش از اين گفته شد كه: وحدت داراى كثرتى نسبى است، يعنى از آن حيث كه تعقل مىشود يك نصف دو است و يك سوم سه و همينطور ديگر اعداد؛ و اينها امورى اعتبارىاند كه موجب كثرت در ذات (واحد) نمىشوند، و لازم است كه تمام صفات الهى اينگونه تعقل گردد. و كثرت هم وحدتى دارد كه اختصاص به آن دارد و آن وحدت معقول بودن همه- از آن جهت كه همه و كلى است- مىباشد، پس وقتى يكى از آن دو به ديگرى دانسته شود و يا بين آن دو ارتباطى تعقل شود؛ به موجب قدر مشترك مىباشد، بنابراين: اين به آن؛ جز به آنچه كه در آن از اين است دانسته نمىشود، حضرت شيخ قدس سره اينچنين گفته.
١٠٠٨/ ٤ و باز در آن (كتاب نفحات) گفته: گاهى محبت بين دو چيز نتيجه اشتراك و مناسبتى است در بعضى احوال و يا افعال و يا در مرتبه، مانند اشتراك در نبوت و ولايت و خلافت و در علم ذاتى به خدا و يا به چيزى ديگر، و علم نزد ما گاهى ذاتى مىباشد و در شمار صفت نمىآيد.
١٠٠٩/ ٤ و باز در آن (كتاب نفحات) گويد: تحقيق در كشف راز محبت محبوب