ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٢٩٥ - مقام سوم در تقسيم اسماء به سه كلى كه عبارت از اسماء ذات و صفات و افعال است
مطلق از جهانيان است؛ و آن (ذات) كانون نزاهات و دور بودن (از كثرات و غير) را داشته و اصل همه تنزيهات است، پس نسبت (ذات) به آنها (اسماء) چيزى است كه سزاوار به قبول است و شايسته نزد خردمندان.
٨٢٠/ ٣ و از دوم[١] اين كه آن دو (حضرت شيخ اكبر و غزالى) پس از شمارش اسماء احصاء آگاهى دادند كه كليات اسماء- همانگونه كه همگان اجماع دارند- محدود در آن (احصاء) نمىشود.
٨٢١/ ٣ اما اسماء توقيفى: روايت شده كه «احد» بدل «واحد» است و «قاهر» بدل «قهار» است و «شاكر» بدل «شكور» است، و مانند: هادى و كافى و دائم و نصير و نور و مبين و جميل و صادق و محيط و قريب و قديم و وتر و فاطر و علام و ملك و اكرم و مدبّر و رفيع و ذى طول و ذى معارج و ذى فضل و ذى قوه و خلاق؛ و مانند: مولى و غالب و رب و ناصر و شديد العقاب و قابل التوب و غافر ذنب و مولج (فرو برنده) ليل در نهار و مولج نهار در دليل و مخرج حىّ از ميّت و مخرج (بيرون آورنده) ميت از حىّ.
٨٢٢/ ٣ و در خبر نيز آمده كه پيغمبر ٦ فرمود: «السيد» همان «الله» است، گويا قصد آن حضرت مدح كردن در حضور خود انسان است؛ وگرنه فرموده: انا سيد ولد آدم و لا فخر، يعنى: من سيد و سرور فرزندان آدمم و هيچ افتخارى هم نيست، و باز در خبر آمده: ديّان و حنّان و منّان (همان الله تعالى است) و باز پيغمبر ٦ فرموده:
نگوئيد رمضان آمد؛ چون رمضان نامى از نامهاى الهى است، بلكه بگوئيد: ماه رمضان آمد.
٨٢٣/ ٣ و از اسمايى كه علما بر آن اتفاق و همآهنگى دارند: مريد و متكلم و موجود و شئى و ذات و ازلى و ابدى است.
٨٢٤/ ٣ پس (گوييم:) اگر اشتقاق و جدا كردن نامها از افعال جايز باشد؛ مانند: وَ يَكْشِفُ السُّوءَ، يعنى: بدى را برطرف مىكند (٦٢- نمل) و: نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْباطِلِ، يعنى: حق را بر باطل مىزنيم (٦٢- انبيا) و: يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ، يعنى: ميانشان امتياز مىدهد (١٧- حج)
[١] - عطف بر پنج پاراگراف قبلى است كه: حال گويم: پاسخ اولى اين است كه ... و اين هم پاسخ دومى است. م