ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٧١ - فصل دوم در اين كه شئى ضد و مخالف خودش را در هيچ نوعى از نتايج نتيجه نمىدهد
فصل دوم در اين كه شئى ضد و مخالف خودش را در هيچ نوعى از نتايج نتيجه نمىدهد
٢٤/ ٣ نتايج شئى يا از آن جهت كه شئى است مىباشد؛ يعنى نه به وجهى از وجوده شئى (كه بعدا توضيحش خواهد آمد) و نه به اعتبار شرطى زايد، مانند نتايج اوصاف و اخلاق و كمالاتى كه فرزند به واسطه سرايت و انتقال از پدرش آنها را حاصل مىكند، هم چنان كه پيغمبر ٦ فرمود: فرزند سرّو باطن نهفته پدرش است.
٢٥/ ٣ و يا از جهت وجه خاص[١] آن شئى است كه محققان آن وجه را مىشناسند، و آن وجهى است كه قلب به حضرت غيب الهى و عالم معانى- از وجوه پنجگانهاش (كه توضيحش بعدا خواهد آمد)- دارد، و به اعتبار اين وجه خاص كه سرّش مىباشد تجلى الهى تعيّن مىيابد[٢]، مانند اوصاف فرزند و اخلاق او كه مخالف حال پدرش باشد، چنان كه خداوند مىفرمايد: يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ، يعنى: زنده را از مرده بيرون آورد (٩٥- انعام) يعنى مؤمن را از كافر و امثال آن، و از آن جمله هر چه را كه شئى بدون كيفيت مىبخشد و پزشك گويد كه آن امر (بدون كيفيت) به واسطه خاصيت و طبيعت است، مانند كشيده شدن و جذب آهن توسط آهن ربا.
٢٦/ ٣ و يا آنكه به اعتبار شرط و يا شرطهايى بيرون از ذات شئى است، چنان كه از تبريد سقمونيا[٣] به واسطه اسهال (روان شدن) صفرا حرارت توهم مىشود[٤]، و از نتايج روحانيت باقى، حوادث و پديدههاى از بين رونده و فانى- به اعتبار توسط حركات فلكى و
[١] - يعنى وجه خاصى كه قلب به عالم معانى دارد.
[٢] - يعنى اين وجه خاص سرّ تجلى الهى است.
[٣] - سقمونيا و اشقمونيا مأخوذ از يونانى است و گياهى است پيچيده شبيه به لبلاب كه در كوهها و زمينهاى سنگلاخ مىرويد و شاخههاى درازى دارد كه روى زمين مىخوابد، بيخ آن درشت و ستبر شبيه زردك است اما مجوف و بدبو است، از بيخ آن شيرهاى به دست مىآيد كه در طب براى معالجه بعضى بيماريهاى معده و دفع كرم روده به كار مىرود و آن را محموده هم گفتهاند.
[٤] - اين مثال شرط خارج است، يعنى تبريد سقمونيا كه گرم است براى شرط و واسطه؛ كه اسهال صفر است، پس نخست توهم مىشود كه ظهور تبريد از چيزى گرم عبارت از نتيجه دادن شئى است مر آنچه را كه ضد و مخالف خودش است؛ ولى به واسطه ملاحظه وسط، پس روشن مىشود كه تبريد نتيجه تضاد سقمونيا نيست.