ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٣٧٨ - اصل ششم در آشكار كردن راز طلب الهى كه ظهور عينى بدان تعين مىيابد
درجات گروهى است در بهشت- به واسطه رازى كه عنايت ناميده شده- كه نه به سبب عملى بوده كه انجام دادهاند و نه به واسطه خيرى كه پيش فرستاده باشند[١]، و اين در كتاب و سنت هم آمده است.
٢١١/ ٤ و اما رحمت صفاتى رحمتى است كه فايض از ذاتى بوده و از آن ريزش مىكند؛ ولى به واسطه قيدهايى كه از آن جمله نوشتن است، چنانكه خداوند مىفرمايد: كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ، يعنى: پروردگار شما بر خويش رحمت را نوشته است (٥٤- انعام) و آن مقيد به شرطهايى از اعمال و احوال است، و رحمتى كه مورد نظر ابليس است رحمت امتنانى است كه موقوف بر شرط و يا قيد حكمى و زمانى نيست، حكمى عبارت است از قيد قضا و قدر؛ كه اولين مظاهر آن دو در موجودات قلم و لوح است، و زمانى، تا روز جزا و رستاخيز است و تا آسمانها و زمين برقرار است در آن مخلد و جاودانند.
٢١٢/ ٤ اگر گويى: قبول وجود چگونه ممكن است از جانب بندگان عبادت باشد، در حالى كه آنان را در آن حال؛ وجودى نبوده است؟
٢١٣/ ٤ گويم: حضرت شيخ قدس سره گفته: قبول از جانب آنان مر وجود او را در حالت ايجاد؛ معونت و يارى كردنى است مر توانايى و اقتدار او تعالى را، چون اگر مناسبت ذاتى غيبى ازلى كه كاملان مقرب آن را مشاهده مىكنند نبود؛ ارتباط بين «رب» و مربوب درست نمىشد، و پيش از اين گفته شد كه: اثربخش اثرى را نمىبخشد مگر در آنچه كه از جهتى با آن مناسبت داشته باشد، پس ايجاد خدمت و عبادت از جانب خلق است به صورت احسان و نيكى از جانب حق، و عبادت عبارت است از ايجاد صور اعمال از جانب خلق و زنده كردن نشآت و عوالم عبادات از جانب حق؛ تا آنچه كه بدان ظاهر شده- يعنى كمالى كه پيش از اين ظاهر نبوده- به او باز گردد، مانند ظهورش پس از ايجاد، و پيش از اين گفته شد كه از اين استكمالى لازم نمىآيد، براى اينكه اين كمال- از جهت مظاهر- مقتضى ذاتش است، و كار در طرف ديگر- يعنى كمال اسمائى- هم همينطور است، زيرا اگر ظهور آثار اسماء
[١] - از اين جهت از راه كشف ثابت شده كه بهشتىها هم سهاند: بهشت اعمال و بهشت ميراث و بهشت اختصاص، كه همگى گفته شد.