ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ١٨٧ - مقام پنجم در اين كه از حق سبحان چرا به واسطه وحدت حقيقى ذاتيش جز يكى صادر نگرديد؟
٤٣٢/ ٣ اگر گويى: حضرت شيخ قدس سره در رساله مفصحه بر اين سخن كه صادر اول وجود عام است شكوكى را بيان داشته، در حالى كه اين (يعنى صادر اول وجود عام است) اعتقاد و رأى او است و اين آگاهى دادن است بر نارسايى روش نظر و استدلال، جواب آنها چيست؟
٤٣٣/ ٣ اول آنكه: وجود عام يا ممكن است و يا واجب، دومى محال است، به واسطه محال بودن صدور واجب و متعدد بودنش. و اما بنابر اول: اگر (وجود عام) مشتمل بر ماهيتى غير از وجود باشد، در صورتى كه اشتراك بين ماهيات مجموع وجود و ماهيت است؛ در اين صورت مشترك بين آنها ممكنى است به ماهيت و وجودش، در حالى كه چنين نيست[١] و اگر اشتراك با ماهيت نداشته باشد و فقط وجود باشد؛ در آن صورت صادر اول از ممكنات عبارت از قلم اعلا است، و اگر مشتمل بر ماهيتى غير از وجود نباشد همان واجب است- چنان كه وجوهش گذشت[٢]- زيرا ممكن در استفاده وجودش صرف فقر و نياز است و اين در وجود خود بىنياز، چون ذاتش وجود است.
٤٣٤/ ٣ دوم اين كه: تعيين فرق بين وجود واجب و وجود عام است، براى اين كه هر دو بسيطاند و بىنياز و غير مجعول.
٤٣٥/ ٣ سوم اين كه: چون وجود عين او است پس واجب است و صادر و فايض دربارهاش درست نيست.
٤٣٦/ ٣ چهارم اين كه: لازم مىآيد كه از حق تعالى هيچ وجودى افاضه نشود، چون اين غير مجعول است، بنابر اين فيضانش بر ممكنات اگر مقتضى ذاتش باشد؛ در اين صورت او فيّاض به استقلال است، و اگر به شرط مؤثرى غير خود- يعنى حق تعالى- باشد، لازم مىآيد كه تأثير حق تعالى اقتران و جفت كردن وجود باشد به ماهيت- نه افاضهاش- در حالى كه
[١] - يعنى ممكن واحد باشد از جهت وجود و ماهيت و چنين چيزى نيست، زيرا اشيا متعدد و ممتاز از هماند و در تمام جهات واحد و مشترك نيستند.
[٢] - جواب از اين و از ديگر شبهات آنكه: وجود مفاض ماهيتى ندارد، بلكه وجودى خالص و ناب است و تعلق به واجب تعالى دارد و ربط محض و تعلق صرف و معنى حرفى است، و به اين جواب بين او و بين واجب تعالى جدايى داده مىشود، زيرا واجب به ذات خود قيوم است و در هويت خويش مستقل، و وجود عام كه متقوم به او است، ذاتا صرف احتياج و محض فقر و نياز است.