ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٧٧ - فصل دوم در اين كه شئى ضد و مخالف خودش را در هيچ نوعى از نتايج نتيجه نمىدهد
يعنى به نسبتى كلى كه نسبت الوهى و ربوبى و مبدئيت و غير اينها را در بردارد كه ما در مباحث مناسبات اينها را بيان خواهيم داشت، ولى همگان به صورت اجمال در آن (تعيّن اول) مندرجاند- مانند عقل اول و آنچه كه پس از آن است- پس قبول فيض الهى جز بر استعداد قابل متوقف نمىباشد و تعدّد آن جز به حسب تعدد قوابل نمىباشد.
٥٤/ ٣ از آن جمله چيزى است كه تمام استعداد آن موقوف بر چيزى نيست، لذا پيش از همگان مىپذيرد، مانند قلم اعلا.
٥٥/ ٣ و از آن جمله چيزى است كه (تمام استعداد آن) جز بر يك شرط موقوف نمىباشد، مانند آنچه كه پس از وىاند.
٥٦/ ٣ و از آن جمله چيزى است كه توقف بر شروطى چند[١]- مانند آنچه كه پس از وىاند- دارد، پس از اين تحقيق چندين قواعد- بر عكس گمان فلاسفه- به دست مىآيد:
٥٧/ ٣ از آن جمله اين كه: وسايط براى تمام استعدادات مجعول علل معدّه بوده و مؤثرى جز خداوند نمىباشد.
٥٨/ ٣ و از آن جمله اين كه استعداد غير مجعول كه مقارن هر ماهيتى- از آن جهت كه در ازل در علم الهى است- مىباشد؛ وسايط را در آن هيچ مدخليّتى نيست.
٥٩/ ٣ از آن جمله اين كه در نزد محققان ثابت است كه هر موجودى غير زنجيره ترتيب كه از جهت خاص به او استناد دارد، جهتى ديگر[٢] دارد كه جهت وحدت و وجوب او؛ و رجحان گرفتن او مر فيض را برگرفتن غير است[٣]، و بدين جهت است كه فيض حق را بدون واسطه پذيرا مىشود- هم چنان كه در عقل اول است- و در سخنان رسول خدا ٦ آمده كه: مرا با خداوند وقتها است ... تا پايان حديث.
٦٠/ ٣ از آن جمله اين كه عقل اول نخستين مخلوق او و اولين صادر است، ولى در عالم
[١] - نسخه عربى ما يتوقف على شروط است، ولى گويا به قرينه شق دوم كه: الا على شرط واحد است اين هم: ما يتوقف الاعلى شروط بايد باشد، كه توقف جز بر شروطى چند ... دارد.
[٢] - يعنى براى هر موجودى جهت خاصى است كه آن جهت وحدت آن موجود و وجوب او است.
[٣] - يعنى بر گرفتن غير اين فيض؛ تا از حيث وجود متقدم بر اين غير باشد، و اين براى اقتضاى وجه خاص است كه تقدم داشته.