ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٧٥٩ - سئوال هفدهم چه وقت عدم شهود موجب حرص طالب و موجب زيادتى شوق و آمادگى طلب در كسى كه شايستگى كمال را دارد مىباشد و چه وقتى نمىباشد؟
٣١٩/ ٥ و اما تحقق يافتن متحقق به اين راز؛ و بلكه به معرفت حق و شهود او به واسطه فتح شهود اتم و اينكه به چه واسطهاى حق سبحان باب حضرتش را بر طالبى كه بدان باب متوجه است مىگشايد؛ اصلا براى كسب راهى در آن نيست؛ حكم جملى و اصل كلى اين است كه متحقق مراد ظهور او است به صورت، و او است كه او را براى خودش برگزيده- نه براى غير خود- نه حكمى بر او تعين مىيابد و نه او را بدان صفتى است، بلكه او همراه با صورت است و آنكه داراى صورت است آنچنان است كه خداوند از حيث آن صورت اراده دارد، و چون حكم امرى از امور صورت بر او غلبه كند به او نسبت داده مىشود و بدان توصيف مىگردد- نه مطلقا- بلكه فقط در همان وقت، حتى اگر تا آخر عمر بر امرى معين ادامه داشت و آن امر- هرچه كه باشد- بر او غالب بود، بر صورت بودنش جايز و درست نيست.
٣٢٠/ ٥ گويم: گويا مراد از اين حالت- خدا دانا است- نهايت مراتب تسليم باشد كه گفتهاند سه مرتبه دارد و مسبوق است به مراتب توحيد و حصر كردن- يعنى محدود نمودن- قدرت وجود (بخشش) و حكمت را در حق تعالى.
٣٢١/ ٥ اما توحيد داراى چهار مرتبه است: پوست پوست: و آن (اقرار) بزبان است با غفلت دل. دوم پوست: و آن تصديق به قلب است اگرچه با تقليد و يا نگرش باشد. سوم مغز است: و آن به واسطه مشاهده او است از راه كشف كه تمامى موجودات از حق واحد يگانه صادر شدهاند. چهارم مغز مغز: و آن اينكه در وجود جز واحد مشاهده نكند، و آن فناى در توحيد است.
٣٢٢/ ٥ و اما مراتب اين حال كه تابع اين توحيداند آن هم سه است:
٣٢٣/ ٥ نخست اعتماد به توكل و اعتقاد به كمال قدرت و نهايت هدايت و مهربانى او داشتن، چون عدم ادراك چنين اعتقادى از ضعف يقين و يا بيمارى دل است كه به واسطه اوهام؛ ترس (از آينده) را بر دل مستولى مىكند.
٣٢٤/ ٥ دوم اين كه اعتماد بايد مانند اعتماد كودك به مادرش و پناه بردنش به او در آنچه برايش پيش مىآيد باشد، چون كودك در توكلش از توكل خود فانى است.
٣٢٥/ ٥ سوم اين كه در حضور حق تعالى مانند مرده در پيش مردهشو باشد- نه مانند كودك- چون او به مادرش پناه مىبرد.