ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٩٦ - فصل پنجم در اين كه امكان دارد يك چيز هم ظاهر باشد و هم مظهر
محال است، پس مجموع عالم مظهر وجود خالص و بحت است و هر موجودى هم با تعينش مظهر او است، ولى از حيث نسبت اسم خاص در مرتبه مخصوص، و وجود مظهر احكام اعيان و شرط در رسيدن (سرايت) احكام از بعضى به بعضى ديگر است. اين سخن شيخ در تفسير بود.
١١٧/ ٣ بنابر اين انسان كامل از جهت اسم جامع «الله» مظهر او است، از اين روى از شأن مولا و سرورش نصيبى وافر دارد، و چون به مظهر بودن اسم جامع تحقق يافت، روحانى بودن از بعضى حقايق لازم او شده و در صورتهاى بسيارى- بدون تقيّد و انحصار- ظاهر مىگردد و اين صورتها- به واسطه اتحاد عين او- بر وى صدق مىكند، هم چنان كه به واسطه اختلاف صورتها (كامل) تعدد مىپذيرد. از اين روى درباره حضرت ادريس گفته شده كه وى همان الياس است كه به شهر بعلبك فرستاده شده بود، نه به اين معنى كه عين؛ آن صورت را كنار گذارده و صورت الياسى را در بر كرده؛ وگرنه قول به تناسخ بود، بلكه بدين معنى است كه هويت ادريس- با اين كه در انيّت خودش قائم است و صورتش در آسمان چهارم است- در انيّت الياس كه تاكنون باقى است ظهور و تعيّن يافته است، پس از جهت عين و حقيقت يكى است و از جهت تعين شخصى دو، مانند جبرئيل و ميكائيل و عزرائيل كه در يك لحظه از صد هزار مكان به صورتهاى گوناگون كه همگى آن صورتها به آنان قائماند ظاهر مىشوند و همينطور ارواح كاملان و نفوسشان، مانند حق متعال كه متجلى به صور تجليات بىپايان است. چنان كه جندى گفته.
١١٨/ ٣ و همين طور از قضيب البان (شاخ نبات) يعنى ابو الفتح موصلى روايت مىشود كه وى مىديده كه در زمان واحد در مجالس متعدد است و در هر مجلسى به كارى مشغول است غير كارى كه در مجلس ديگر است. پس از وى معنى مظهر الهى و صورتى كه انسان كامل برابر با آن و به ازاى آن است تصور مىگردد.
١١٩/ ٣ و براى برادران صفا و دوستان رها (از بند تعلقات) از مراتب مشاهده توحيد چه نيكو پرده برداشته و گفته[١]: معلول؛ صورت علت است و علت باطن آن، زيرا آن ممكن است،
[١] - يعنى قضيب البان ابو الفتح موصلى گفته. م