ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ١٢٣ - فصل نهم در اين كه اثر براى هر موجودى تنها از جهت وجودش نمىباشد
علم به اين كه او در تعيّن حدود پذير و محصور نبوده و از آن روى كه او است، حين حكم بر او به تعيّن- به واسطه نارسائى ادراك[١]- غير متعيّن است، و اين همان صورت علم او به خودش است.
٢٢١/ ٣ و حقيقت خلق عبارت است از صورت علم پروردگارشان به ايشان، و صفت ذاتى كه فقر و نياز است و خود ثمربخش هر غنا و بىنيازى مطلق است هر فقرى نيست[٢].
نيك انديشه كن. پايان سخنش.
٢٢٢/ ٣ اگر گويى: مرتبه وجود كه مؤثر است؛ شكى نيست كه غير از حق سبحان مىباشد، بنابر اين اثر است؛ پس آن مرتبه را ناگزير بايد مرتبهاى ديگر باشد[٣] و همين طور ادامه يابد، لذا تمام مراتب كه مؤثراند بايد داراى مرتبه مؤثرى باشند كه آن مرتبه با هم؛ هم خارج باشد و هم داخل كه اين امر محال است، ناچار مؤثر در آن (مرتبه) غير از مرتبه است؟
٢٢٣/ ٣ گويم: مراتب تمامى امورى معقولاند كه در اعيان (ذات) خودشان غير موجوداند و جز در علم تحقق و ثبوتى ندارند، مانند اعيان ممكنات پيش از رنگ پذيريشان به وجود عام مشترك، و به واسطه اين امر (معقول بودن مراتب) از ارواح و صورتهايى كه در اعيان خويش داراى وجوداند امتياز و جدايى مىيابند، بر عكس مراتب و نسبتهاى اسمائى، بنابر اين مطالبه و درخواست مؤثر در آن (مرتبه) معنى ندارد، و چون اثر جز براى مرتبه[٤] معقول باطنى و يا به اعتبار آن نيست[٥]، لذا هيچ اثرى از چيزى در چيزى جز به واسطه باطن در ظاهر نمىباشد، حتى اگر به واسطه پيچيدگى سرّ باطن و دشوارى ادراك آن؛ بدون ظاهر چيزى به ظاهر نسبت داده شود؛ در حقيقت بازگشتش به امرى باطن از آن و يا باطن در آن (مانند مجردات) مىباشد.
٢٢٤/ ٣ سپس گوئيم[٦]: اصل و منشأ اثر الهى در ايجاد عالم- كه آن (اثر الهى) سرچشمه تمام آثار و معدن آنها است و آثار از آن (اثر الهى) جارى و سارى مىگردد- باعث و
[١] - تعليل براى حكم به تعيّن است نه به قرار دادن نارسائى ادراك.
[٢] - يعنى فقرى كه از صفت ذاتى آنان است مطلق فقر نيست، يعنى هر فقرى كه مىخواهد باشد، مانند فقر از مال و جاه و مناصب و غير اينها از كمالات، بلكه فقر مخصوصى كه ثمر بخش مطلق غنا و بىنيازى است، انديشه كن.
[٣] - چون فرض شده اين بود كه هر اثرى مستند به مرتبه مىشود.
[٤] - بنابر اعتبار مؤثر بودن.
[٥] - بنابر اعتبار شرط و زمينهساز بودن.
[٦] - تفصيل مقام در فصل اول اين باب است.