ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٦٤٨ - فصل دوازدهم از فصول باب در اسرار كلام است كه عبارت از نسبت بين ظاهر و مظاهر مىباشد
١١٢٠/ ٤ اگر گويى: قول و كلام نظير ايجاد بودن است، از آن جهت كه آن تركيب حقايقى است كه عبارت از حروف غيبى و يا وجودى مىباشد، و تركيب كلمات تركيب يافته از آن دو مشعر (آگاهى دهنده) به اين است كه اقسام كلام مانند اقسام ايجاد و نكاح پنج است؛ يعنى به حسب تركيباتى كه در مراتب پنجگانه واقع است، در حالى كه اينگونه نيست، بلكه كلام منحصر در الهى و روحانى و انسانى مىباشد؛ بنابراين فرق بين آن و بين اين دو چيست؟
١١٢١/ ٤ گويم: فرق اينكه: مقصود نكاح و ايجاد حصول صور وجودى است؛ يا مطلق- مانند نكاح اول غيبى- و يا معيّن- مانند باقىها- و تميّز و جدايى صور وجودى در ارواح و اجسام- از آن جهت كه اجساماند- تحقق و ثبوت مىيابد، ولى مقصود كلام فهمانيدن است، پس جز در آنچه فهم نتيجه مىدهد تحقق نمىيابد، بنابراين در حقايق الهى- براى نتيجهگيرى مخاطبات و تفاهم روحانى در عالم ارواح و قوا از حيث صور مثاليشان- تصور مىيابد؛ سپس تركيب روحانى خيالى بين اين صور براى نتيجهگيرى مخاطبات و تفاهم نطقى در انسان تصوّر مىيابد، و اگر رقم و نوشتن جانشين گفتن مىشد فوايد پيشى نمىگرفت، پس اين مقصود تصور نمىيابد كه در آنچه صور اجسام بسيط و يا معدنى و يا نباتى و يا حيوانى كه در آنها قابليت فهم حقايق نيست نتيجه مىدهد- خدا دانا است و بس-.
١١٢٢/ ٤ و اينكه مراتب ادراك حقايق مركّب و مراتب تركيب آنها به حسب فهم سه است؛ ممكن است چيزى را كه حضرت شيخ قدس سره در نفحات بيان داشته اشاره به اين مطلب باشد كه: ادراكى كه اختصاص به خلق دارد سه نوع است: يكى تصور مطلق بسيط است؛ مانند تصور كردنت مسأله و يا فنّى از فنون را- بدون تخيل كردن حروفى كه آشكار كننده و تعبير كننده از آن است- و بدون تفصيل اقسام آن- اگر داراى اقسامى باشد- تا جائى كه اگر بپرسم آيا آن را مىشناسى؟ گويى: آرى! بدون توقف و فكر كردن، و آن به نام تصور ساده و بسيط و مطلق ناميده مىشود، و پائينتر از آن ادراك فكرى ترتيبى و سپس ذهنى خيالى و پس از آن آشكار شدن و آشكار كردن ظاهرى است از جهت لفظ و يا نوشتن و آنچه جاى آنها را مىگيرد؛ از صداها (امثال دست زدن و سوت زدن و امثال اينها) و يا اشارههايى كه بين دو مخاطب مصطلح است.