ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٣٢٣ - و اما خاتمه تمهيد كلى جملى در بيان متعلق طلب ما به اجمال است و اين كه به كدام اعتبار مراتب استكمال بىپايان مىباشد
(تعيّنات شئون) تنوع و گوناگونى مىيابد نهايت نيست، و حق تابع مجلا (جلوهگاه) و صفت و مرتبه خود است، پايان سخن حضرت شيخ قدس سره.
٩٢١/ ٣ و نزديك به اين[١] آن چيزى است كه در ديباچه كشاف گفته و آن اينكه: اين چيزى كه در آن مراتب علما با هم تباين يافت و كميت حكما در آن لنگ شد؛ تا به جايى كه كار به وهم دور از هم منتهى شد و تا آنجا بالا رفت كه هزار به يك شمرده شد، آنها لطايف علوم و صنايع و دقايق آن دو (علوم و صنايع) مىباشد؛ نه متن و حقايق آنها، چون اقدام صنعتكاران در آن همگراى است و طبقات علما نزديك به هم.
٩٢٢/ ٣ سپس در دنباله بحث دو ارتباط كه پيش از اين بيان شد گوييم: حق را ارتباط به عالم است و عالم را ارتباط به حق، و ارتباط عالم به حق از جهت كثرت امكانى آن است و اين خود از دو جهت است: جهت سلسله و زنجيره ترتيب و وسايطى كه آنها منشاء و اصل جهات كثرت و امكاناند، و (ديگر) جهت وحدت و وجوب است كه آن وجه خاص هر موجود به موجد و پديد آورندهاش است كه هيچ شئى ممكنى در آن (وجه خاص) واسطه نيست، و اين جهت از حيث احكام در بيشتر از موجودات- به واسطه غلبه جهت ديگرى- مستهلك است، مگر آن كس كه از جانب حق متعال به واسطه تعيّن نقطه حقيقتش به قرب نقطه وسطى الهى اعتدالى كه جامع بين اعتدالات معنوى و روحانى و مثالى و حسى است يارى و تأييد شده باشد- تعيّنى بدون جعل- بلكه به حكم: پذيرفت هر كه را پذيرفت- بدون علتى- و وازد هر كه را وازد- بدون علتى- و به زودى شرح حال او به طور پراكنده- اگر خدا بخواهد- بيان خواهد شد.
[١] - چنين به دست مىآيد كه تفاوت و تفاضل در دقائق علوم و محاسن نكتهها و لطايف معانى كه عبارت از وجوه و نسبتهايند مىباشد، نه در اصل طبيعت علم و صنعتى كه ملاك وحدت است.