ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ١٢٢ - فصل نهم در اين كه اثر براى هر موجودى تنها از جهت وجودش نمىباشد
گرديده و در مراتب آن و به حسب آن تعيّن پذيرفته است[١]، سپس (گوييم:) هر ذاتى داراى احوالى است و هر مرتبه هم داراى احكامى، پس احكام، آثار مرتبه است و آثار اين احكام در ذات صاحب احكام احوال است.
٢١٩/ ٣ سپس گوييم: حق سبحان داراى ذات و مرتبه[٢] است كه عبارت از معقول بودن نسبت «اله» بودن وى است، و آثار حق متعال از جهت الوهيت در مألوه (مخلوق)؛ احكام الوهيت است و آثار اين احكام در ذات خداوند سبحان- نه از جهت تجردش چون در آن جاى سخن نيست بلكه از جهت تعلقش به خلق و از آن جهت كه خلق مظاهر اويند- احوال است؛ مانند رضا و خشنودى و فرح و اجابت و امثال اينها؛ و نيز از جهت استناد آنها[٣] به مرتبه الوهيت (صفات) است[٤]- مانند قبض و بسط و زنده كردن و ميراندن و لطف و قهر و غير اينها- تا اينجا سخن حضرت شيخ قدس سره بود.
٢٢٠/ ٣ حضرت شيخ قدس سره در كتاب نصوص گويد: حقيقت حق متعال صورت علمش به نفس خويش- از جهت تعينش در تعقل نفس خود- به اعتبار اتحاد علم و عالم و معلوم است؛ و صفت ذاتى او كه مخالف ذات او نمىباشد احديت جمعى است كه آن سوى آن نه جمعيتى و نه اعتبارى تعقل نمىگردد، و تحقق به شهود اين صفت و معرفت آن تماما بستگى به اين معرفت دارد كه حق تعالى در هر متعينى قابل و پذيراى حكم بر خود است[٥] با
[١] - يعنى حقيقت در حد نفس خود به وجود واحد ظاهر گرديده و در مرتبه حقيقت و به حسب حقيقت تعيّن و تعدد پذيرفته، جز آنكه اگر آن را مجرد اعتبار كنيم در نفس خود تعدد مىپذيرد. در تفسير چنين آمده: هر موجودى كه هست داراى ذات و مرتبه است و مرتبه احكامى دارد كه در وجود متعينش به حقيقت ثانوى ظاهرى مىشود و آثار آن احكام را در ذات صاحبش احوال مىنامند، و مرتبه عبارت است از حقيقت هر چيزى- نه از جهت تجردش- بلكه از جهت معقول بودن نسبت جامع آنكه بين آن و بين موجودى كه مظهر آن است مىباشد، و حقايق تابع آنند، زيرا گفتيم كه بعضى از حقايق تابع بعضى ديگراند و تابع بودن احوال است براى متبوع، و اين كه موجودات زائد بر حقايق مختلف كه بوجود واحد ظاهر شده و در مراتب آن و به حسبش تعيّن و تعدد پذيرفتهاند نمىباشند، نه اين كه وقتى مجرد از جفت شدن به اين حقايق اعتبار شود در نفس خود تعدد مىپذيرد، انديشه كن تا معنى عبارت را دريابى، و در نقل شارح اختلال به چشم مىخورد.
[٢] - يعنى مرتبه عبارت است از معقول بودن نسبت« اله» بودن وى.
[٣] - يعنى از جهت اين كه خلق مظاهر او هستند.
[٤] - يعنى از جهت استناد آنها به مرتبهاى كه آن مرتبه الوهيت است صفات مىباشد. و لفظ صفات از نسخه نزد ما افتاده و سخن هم ناتمام است.
[٥] - يعنى به واسطه احكامش پذيراى حكم بر خودش است. م