ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٥٧٨ - فصل چهارم از فصول باب كه پايان دنباله مطالب پيشين است
و يا كوچكتر بودن فلك آن (حركتش) تفاوت پيدا مىكند، و كار[١] ايجاد پس از خلق مولّدات از جماد و نبات و حيوان[٢]- با پايان يافتن هفتاد و يك هزار سال كه برمىشماريم- به پايان مىرسد، خداوند[٣] سبحان هيچ چيزى را- از اولين موجود تا آخرين مولود كه حيوان است و آفريده- در حضورش قرار نداده است- جز انسان را- و آن همين نشأه بدنى است، بلكه غير انسان را يا از امر الهى- كه فرمان «كن» است- آفريده و يا به يك دست، و اين چيزى است كه در خبر آمده: خداوند بهشت عدن را به دستش آفريده و تورات را به دستش نوشته و درخت طوبى را به دستش نشانيده و آدم را به دست خودش خلق كرده است.
٩٠٠/ ٤ و چون از حركات فلك اول و مدتش يك صد و پنجاه و چهار هزار سال كه مىشماريد سرآمد؛ خداوند دنيا را آفريد و برايش مدت زمانى معلوم قرار داد كه بدان پايان مىپذيرد و صورتش منقضى مىشود تا آنكه زمين و آسمانها به غير زمين و آسمانها تبديل مىيابد.
٩٠١/ ٤ و چون مدت زمان حركت فلك (كه حكم آن به دست فرشته برج اسد است) و يك صد و شصت و سه هزار سال است كه مىشماريد به سر آمد؛ خداوند آخرت؛ يعنى بهشت و دوزخ را كه براى بندگان نيكبخت و اشقياى خود آماده كرده آفريد، و بين خلق دنيا و خلق آخرت نه هزار سال است كه مىشماريد، و به واسطه تأخر خلق آن (از دنيا) آخرت ناميده شده و اولى دنيا، و براى آخرت (زمان) انتهايى قرار نداد و آن داراى بقاى دائم است، و سقف بهشت را اين فلك- يعنى عرش- قرار داد، و هدف دوم از تمام اينها وجود انسان است و هدف اول معرفت حق و عبادت او است كه تمام عالميان را براى همين مقصد آفريده، لذا هيچ چيزى نيست جز اينكه او را به تسبيح ستايش مىكند، و چون وقت معين در علمش براى ايجاد اين خليفه رسيد؛ البته پس از آنكه از عمر دنيا هفده هزار سال گذشت و از عمر آخرت كه بىپايان است و تداوم دارد هشت هزار سال سپرى شد؛ خداوند برخى از فرشتگانش را
[١] - اين عطف بر يازده بيت بالا يعنى: چون از عمر طبيعى ... و كار ايجاد پس از ...
[٢] - پس از خلق قلم و لوح و هباء و طبيعت و جسم كل و ارواح عالى و عالم مثال و افلاك ثابت و آبادان كنندگان و ساكنان آسمانها.
[٣] - اين خبر دوم مبتداى سيزده سطر بالا است كه گفت: چون از عمر عالم طبيعى ... م