ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٥٤ - فصل پنجم در آنچه كه كاملان - از ضبط كليات مهم علم و عمل - بيان داشتهاند
١٥٩/ ٢ حال گوييم: وقتى كه سالك به اين اخلاق و خوها تحقق يافت؛ سنگينىهايش بر طرف شده و با جدّيت و سرعت به سير و سلوك ادامه مىدهد؛ مانند روندهاى كه هدفش را در مقابلش مشاهده مىكند؛ و به مقامات اصول[١] كه به منزله اركان براى نماز است تحقق مىيابد؛ و آن اركان چهار است:
١٦٠/ ٢ نخست براى رها شدن از هر چه كه او را (از رسيدن به مقصد) باز مىدارد؛ قصد درست است در توجه (به مقصد) كه از روى بينش و يقين باشد، و چون قصد كرد ممكن است كه نوعى توجه به اثرى از آثار به او دست دهد و با وجود نيرو و انگيزه سير؛ او را به عقب و سقوط راند، لذا نياز به تقويتى كه موجب قطع و از بين بردن اين اثر است دارد كه به نام قصد ناميده مىشود؛ و آن اصل دوم است، بنابر اين قصد را- ارادهاى كه موجب بر كوشش در سير است- تقويت مىبخشد، و عزم را ادب؛ كه خوف را به صورت قبض؛ و رجا را به صورت بسط ظاهر مىسازد و بين آن دو را حفظ مىنمايد تقويت مىبخشد، و چون پيدا شدن آثار نزديكى مقصد چيزى است كه موجب بسط گرديده و باعث بر اقدام و استقبال وى مر حضرت محبوب را مىشود، همينطور هيبت پيدا شدن آثار نزديكى مقصد نيز مستلزم قبضى است كه موجب باز ايستادن وى و مستلزم ادب گماشتن به حفظ توسط و ميانجى مىگردد؛ از اين روى است كه عزم قوى مىشود، و چون عزمش درست شد و حجاب و پردههاى خلقى وى نرم و باريك گشت و توجهاتش به احكام كونى (كثرت خلقى)- كه موجب جهل و دوستى آنها است- منقطع و بريده گشت؛ حكم اصل سوم كه يقين است كه ظاهر مىشود، يعنى از جهت مرتبه دوم آنكه عين اليقين است، و عين اليقين يعنى سكون و آرامش به واسطه بىنيازى از دليل؛ به سبب شهود فعل واحد كه سارى در تمام اشياء است، و علم اليقين كه پيش از عين اليقين است؛ يعنى سكون و آرامش و اطمينان به آنچه كه پنهان است؛ بر اساس قدرت دليلش؛ و آن (علم اليقين) تعلق به مرتبه اسلام دارد و اين به ايمان. و اما حق اليقين؛ به واسطه آشكار شدن تجليات صفاتى؛ و طلوع خورشيد ذات در مرتبه احسان مىباشد، و در اين بخش از يقين، انس و ذكر باطنى داخل مىشود.
[١] - بخش اصول ده است: قصد- عزم- اراده- ادب- يقين- انس- ذكر- فقر- غنى- مقام مراد.