ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٥٢٧ - اصل شانزدهم در ظهور مولدات(سهگانه) به واسطه استحالات و دگرگونىها تا آنكه منتهى به فرود آمدن امر الهى به انسان كامل مىشود و به واسطه آن به اصل شامل باز مىگردد
ذوق و مكاشفه- از ما- بيشتر از امتهاى ديگر غير ما است، و هر كس از ما خويش را در فكر برنج اندازد؛ از آنجايى كه برنج انداخته مىايستد، لذا اختلاف در الهيات- به واسطه سرگرم بودن فكرها و غلبه حرارت بر خاطرها- فراوان شده است.
٧٤٧/ ٤ و بيشتر از مردمان در اين امت بر امورى سرشته شدهاند كه هيچ يك از امتهاى پيشين بدانها نرسيده است؛ مگر پس از رياضتها و خلوت نشينىها و افكار رياضتى كه به نفوسشان مىدادند، و دلهاى اهل اذكار و كوشش كنندگان در عبادات- يعنى صادقان از صوفيان- مشتعل شده و به مراتب بلند در علوم الهى مىرسند، از اينروى علماى اين امت مانند انبياى ديگر امتهايند، و در باطنشان آنچه از عجايب در بنى اسرائيل آشكار شد فتح و ظاهر مىگردد و آنان ارزش آن را نمىدانند و باطن و سراير آنها- به واسطه تحققش به حق سبحان- پنهان مىماند، لذا براى آنان ظهورى- مگر آنكه حق ظاهر كند- نيست، و اين در عالم آخرت است، بدين جهت (شنيدن) سخن جمادات و نباتات و حيات آنها در اين امت فراوان است، مانند سلام دادن سنگ بر پيغمبر ٦ و تسبيح گفتن سنگ ريزه در دست او و عشق و تمايل كوه به او و ناله كردن تنه خشك درخت و سخن گفتن دست گوسفند مسموم با او، تا آنجا كه فرمود (ص:) رستاخيز برپا نمىشود تا آنكه دسته شلّاق و قبضه شمشير مرد با او سخن گويد و رانش به آنچه اهلش انجام داده او را خبر مىدهد و درخت به او مىگويد: اى مسلمان! اين يهودى پشت من پنهان شده بكشش، و جنبندهاى كه با مردم سخن مىگويد بيرون مىآيد. از اين روى ماههاى آنان را قمرى قرار داد نه خورشيدى، چون نشانه قمر پاك شونده است، خداوند مىفرمايد: فَمَحَوْنا آيَةَ اللَّيْلِ وَ جَعَلْنا آيَةَ النَّهارِ مُبْصِرَةً، يعنى: نشانه شب را (ماه را) محو كرديم و نشانه روز را روشن (١٢- اسراء) و اين براى پنهان داشتن ايمانشان يارى و تقويتى است.
٧٤٨/ ٤ سپس خداوند جنبندگانى را كه درياى بين آسمان و زمين را آبادان مىكنند آفريد، پس از آن كوه برف و يخ را كه زير دريا و به طرف زمين است خلق كرد و در آن ماهىهاى سفيد كوچك موجود ساخت كه بعضى از پرندگان بر آن (كوهها) مىنشينند و آنها را صيد مىكنند، و تكوين همينطور پىدرپى فرود مىآمد تا آنكه به زمين رسيد و معادن پديد آمدند و پس از معادن نباتات و سپس حيوانات و در پايان انسان، و پايان اين را آغاز آنچه كه