ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٥٤١ - اشارهاى شريف و لطيف به راز ستيز ملكوتى كه گاهى از جانب فرشتگان است
كامل كه داراى حكمى دائمى است؛ تا برسد به آن جايى كه قلم از علم پروردگارش در خلقش آن چه نوشت، و خداوند پس از آن و پيش از آن هرچه را كه بخواهد حكم مىكند و از شأن خودش آنچه را كه درباره تمام موجودات بخواهد پس از مرگ تا مراكز تعينات اصلى و مبادى اولى آنها پديد مىآورد، و آن حقيقت جامع و مرتبه علمى است، زيرا پايان كار مطلقا عين سابقه پيشين است.
٧٨٧/ ٤ و حضرت شيخ قدس سره در تفسير اشاره به فرود آمدن در مراتب استيداع كه به نام معراج تركيب اول و ارتقاء انحدار (بالا رفتن فرود آمدن) ناميده شده كرده و گفته: انسان پيوسته در مراتب استيداع عامل و مباشر است، يعنى از هنگام جدا كردن اراده او را از پهنه علم- به اعتبار نسبت ظاهر بودنش نه نسبت ثبوتش- و تسليم كردنش (يعنى اراده) او را به قدرت، سپس تعين يافتنش در قلم اعلا و پس از آن در مقام لوحى و بعد در مرتبه طبيعت و بعد از آن در عرش و پس از آن در كرسى و سپس در آسمانهاى هفتگانه و بعد در عناصر و پس از آن در مولّدات سهگانه تا هنگام استقرارش به صفت صورت جمع؛ مباشرتى كه تابع مشيّت و عنايت است و هر دو تابع محبت ذاتى به ايجاب علمىاند؛ پس به او هم اهتمام شده و هم دربارهاش تساهل رفته است، چنانكه پيغمبر ٦ از هر دو امر آگاهى داده: در موقع حمل جنازه سعد بن معاذ فرمود: عرش رحمان از مرگ سعد بن معاذ بلرزه آمد، و درباره گروهى ديگر فرموده: خداى را نسبت به آن باكى نيست (توجهى ندارد) آنكس كه از مرگش عرش رحمان بلرزه مىآيد كجا و كسى را كه هيچ توجهى به مرگش ندارد كجا؟ پس پايان كار همان اول كار است، چون خاتمه عين سابقه است. اين كلام او بود.
٧٨٨/ ٤ و باز- قدس سره- گفته: چه مقدار فرق است بين كسى كه حق تعالى خود دستاندركار تسويه و پرداختن او باشد و او را جمع بين دو دست مقدس خود كرده باشد و سپس در او به شخصه از روح خودش بدمد؛ دميدنى كه مستلزم معرفت تمام اسماء و سجود فرشتگان و نشانيدنش در مقام نيابت از او در عالم وجود باشد؛ و بين كسى كه به يك دستش او را آفريده و يا به واسطه آنچه (از وسايط) كه خواسته؛ و آنكه فرشته، روح را با اجازه در او مى دمد؟ چنان كه از رسول خدا ٦ روايت شده كه فرمود: خداوند خلق هر يك از شما را در شكم مادرش جمع مىآورد؛ چهل روز نطفه است و چهل روز علقه و چهل روز