ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٢٠٨ - مقام نهم و دهم در نسبت دادن صفات حق تعالى باو به اعتبارش در ذات خود
٥٠٦/ ٣ گوييم: اين در صورتى است كه در اسماء امتياز نسبيشان اعتبار شود و اين از احكام اعتبار دوم است، اما در اعتبار اول كه سخن ما در آن است: كمال او عين وجود ذاتى او است كه از جهت ذاتش براى خود ثابت است- نه از جانب غير ذات خود- و پيش از اين از نصوص حضرت شيخ قدس سره نقل نموديم كه كمال اسمائى به اعتبار ذات؛ ذاتى است، مانند عكس آن- به سبب اعتبار تعيّن علمى- و كدام كمالى برتر از وجود ذاتى وجوبى احدى است كه به تمام احتمالات خود احاطه داشته باشد؟ از اين روى همان حيات و قدرت او است- البته اگر در ذاتش از آن جهت كه بر كمال اطلاقش است اعتبار كنيم- و پيش از اين در اصل چهارم گفته شد كه مطلقهاى تام و كامل چون برخورد به هم كردند اتحاد پيدا كرده و هر عين علم او مىشوند و علم او به اشياء در ازل عين علم او به ذات خودش است، يعنى او اشياء را به عين علم خودش به ذات خودش- همانگونه كه در اصل سوّم گفته آمد- مىداند و در آن (وجود) تضادها وگونه گونها اتحاد پيدا مىكنند، مانند نگريستنهاى متعدد نسبت به چشم كه در اصل دوم بيان شد[١].
٥٠٧/ ٣ و از آن (وجود) وجودات متكثّر برانگيخته و صادر مىشوند؛ ولى نه از آن جهت كه واحد است و وجود است، بلكه از جهت علم او به اشياء كه عين علم او به ذات خودش است، لكن بدون آنكه او را متعيّنات فرا گيرد و يا او متعينات و متكثرات را فرا گيرد، چون در اصل دوم محال بودن ظرف و مظروف بودن ذات گفته شد؛ و نيز بدون اين كه موجودات او را از پنهان بودن پيشين آشكارش نمايند، چون پنهان بودن و ظاهر بودن او نسبت به خودش عين خودش است و تنها در ذهنهاى ما نسبت به ما امتياز پيدا مىكند، زيرا اگر چيزى نبود كه غير ناميده شود؛ تحقق و ثبوت نمىيافت كه براى چه كسى ظاهر است و از چه كسى پنهان، پس هر دو؛ دو نسبتاند كه بدون دو نسبت داده شده تحقق نمىيابند، و همينطور بدون آنكه اشيا را از ذاتش جدا گرداند، زيرا دربارهاش گفته شده كه تجزيه بردار نيست، بلكه هر
[١] - يعنى موجودات متعدد نسبت بوجود مطلق حكم لفظ را دارند و آنچه بين آن موجودات از احكام امتياز، يعنى تخالف و مقابله و غير اينها است؛ بر همگى صدق مىكند- ولى بدون محدوديت- بنابر اين نظر نيز بر آنها صدق مىكند.