ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٣٢٠ - و اما خاتمه تمهيد كلى جملى در بيان متعلق طلب ما به اجمال است و اين كه به كدام اعتبار مراتب استكمال بىپايان مىباشد
نسبت همه را به آن (مرتبه) خالص كند و از تعمّل و كوشش در نسبت[١] دادن به خودش دورى و پرهيز كند، بلكه مطلقا در هر خوب و بدى از تعمل و كوشش[٢] (پرهيز) كند، مگر در دو مرتبه شرع و طبع و به زبان آن دو- با عدم غيبت از نسبت اصلى به مرتبه الهى احدى- و خالص شده از هر جمعيتى[٣]- هرچه كه هست- دور از تخليط و آميزش است[٤]، و خالص شده از هر جمعيت چيزى از حكم است كه اختصاص به هر حقيقتى از حقايق كونى و الهى مىيابد تا فرع را به اصل- به امتيازى تمام- الحاق نمايد، پس اين كس تحقق و ثبوت به مقام اخلاص يافته و كسى است كه شيطان بر او تسلّط ندارد. اين سخن حضرت شيخ قدس سره بود.
٩١٤/ ٣ گويم: تا آنجا كه گفته ... تا مرتبه الهى احدى؛ بيان تخلق به مقام اخلاص است، و تا آنجا كه گفته ... و خالص شده از هر جمعيتى ... تا پايان سخنش؛ بيان تحقق بدانها است.
٩١٥/ ٣ و يا به واسطه تحقق به آنها است، و اين نزد كسى كه متمكّن آنها (يعنى متحقق به آنها) است به حدّى است كه اختيارش در اختيار حق مستهلك است، و اولين مراتب كمال در آن همان است كه حضرت شيخ قدس سره در تفسير بدان اشاره كرده و گفته: هر انسانى ذاتا فقير و نيازمند است و به سوى پروردگارش- دانسته و ندانسته- متوجه است.
٩١٦/ ٣ اما اهل الله- به ذات و فعل و حال- طالباند، پس هر كس وجههاى مقيد (به جهتى از جهات) چه ظاهرى و چه باطنى (يعنى در امرى از معقولات) به حسب اعتقاد معتقدى و يا شهود شاهدى برايش تعيّن يافت، او كسى است كه نفسش به غايت خود رسيده
[١] - يعنى كوشش و حكم كردن در نسبت دادن حكم به مرتبه، به طورى كه اثرش در خارج سرايت كند، يعنى در امرى كوشش كند و به موجب آن عمل كند و معتقد باشد كه وجوه خيرات- اگرچه به انفاق مال حرام باشد- جايز است و پاداش دارد و با آن حج كند.
[٢] - خواه اثرش در خارج سرايت كند و به موجبش عمل كند و يا نه.
[٣] - هر جمعيتى كه مىخواهد باشد؛ ذاتى و يا صفاتى و يا فعلى روحانى و يا طبيعى شرعى و يا عادى.
[٤] - و آن الحاق فرع است به غير اصل خود و نسبت دادن جزء است به كلى كه غير كل خودش است.