ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٣ - (١) مقدمه شارح
(١) [مقدمه شارح]
هو بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ١/ ١ پاكا خداوندا! سپاس و ستايشى ترا كه ذاتت را خوش آيد؛ آن ذاتى كه هيچ انديشه و بيانى به كنگره رفعت آن نرسد، و سپاسى كه كنه حقايق كمالات صفاتى تو اقتضايش كند، آن كمالاتى كه تو را است هيچ انديشه و اشارهاى به گوشهاى از آنها نرسد، چون از اين جهت آنها متحدند و وحدتى مقدس- و دور از اعتبار صفت و موصوف- يعنى ذاتى دارند كه در آن عارف جز معروف را ملاحظه نكند، ولى به واسطه اشتمال معقوليتش بر نسبت رابطى و حكمت ضابطى؛ بر وحدانيت حقيقى آن كثرتى نسبى عارض شده كه طالب مظاهر تعيّن آن بر مراتب تبيّن و آشكاريش است؛ هم چنان كه قوابل آنچه را ملايم از جهت ظهور است مىطلبند تا در مقام تعين هر دو طلب؛ نورى بر نورى باشد و مجازات كبرى (پاداش دادن بزرگ) تحقق يابد، آن مجازاتى كه بر آن نتايج نشأه و جهان آغاز و انجام ترتّب مىيابد.
٢/ ١ پس سپاس بر زبانهاى پنجگانه[١] (حضرات خمس) براى اين حقايق؛ خواه فاعل
[١] - زبانهاى پنجگانه عبارت است از زبان ذات- كه همان لسان احديت غيبى است- و زبان اسماء الهى و زبان اعيان ثابته، مشخص است كه اعيان كونى قابلاند و باقى فاعل الهىاند، و اين حمد مقام مشيت كلى است كه مولود آن دو فاعل و قابلاند و به لسان عرفا رقيقه هم ناميده مىشود، و بعضى از حضرات به اعتبار حقيقت و رقيقت و وحدت و كثرت؛ برخى برخ ديگر را حمد و ستايش مىكنند.