ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٣٥٥ - اصل سوم در نسبت آنچه كه بين حقيقت جامع اصلى و حقايق مندرج فرعى مىباشد
يكباره نيست؛ بلكه آهسته و خرده خرده و تدريجى مىباشد، براى اينكه وجود الهى و حكم جمعى ذاتى در هر عين و مرتبه داراى تجلّى خاصّى و نيز داراى رازى مىباشد كه معرفت آن- جز پس از وقوع- ممكن نيست؛ و معرفت آن حال عين ثابت او- پيش از رنگپذيريش به نور وجود و بدون حصول اجتماع توجّهى اسمائى و قبول كونى بالفعل و ادراك آن ظاهرا- كافى نمىباشد.
١٣٢/ ٤ و آنچه سخن ما را يارى و تأييد مىكند مطلبى است كه پيش از اين از نفحات نقل كرديم كه: جمعيت حادث؛ تعيّن تجلىاى از مطلق غيب ذات را به حسب خود موجب مىشود، تعيّنى كه در مراتب اسماء و صفات هيچ تعينى بر آن پيشى نگرفته است، نه به اين جمعيت تعلق گرفته و نه به آنچه كه علم اين آن را در پى دارد؛ البته اگر امكان احاطه علم به آنچه كه هر يك از اعتبارات و اعيان ثابته آن را چه جمع و چه تك اقتضا دارد باشد؛ يعنى از آثار و لوازمى كه بدان تا بىنهايت آميزش مىيابد؛ و اين محال است، چون از جمله امورى كه بر آنها به جمعيت حكم مىشود وجود مطلق است كه به تنهايى تعينى ندارد؛ يعنى تعينى كه امكان معرفت و يا شهود و يا صفاتى كه غيب عين او بر آن اشتمال و احاطه دارد باشد؛ و هر جمعيتى اينگونه است.
١٣٣/ ٤ توضيح اين سخن بيانى است كه از شرح فرغانى (بر قصيده) نقل كرديم كه: بسا در مرتبه غيبى امورى هست كه هنوز تعين نيافته است، نه در مقام علم (و يا قلم) و نه در مقام لوح، اين امور جز پس از وقوعشان در خارج دانسته نمىشود.
١٣٤/ ٤ اگر گويى: حضرت شيخ قدس سره در اواخر تفسير- در مقام بيان راز حيرت متوسطان- گويد: بزرگان نسبت به تجلى ذاتى و حكم مقام احديت جمع داراى جمع و احاطهاند، نه به ذوقى مقيد مىشوند و نه به اعتقاد شدهاى، ذوق هر صاحب ذوقى و اعتقاد هر صاحب اعتقادى را مقرّر و ثابت مىدارند و جهت درست و خطاى نسبى را در همه مىشناسند، اين از جهت تجلى ذاتى است كه عين هر اعتقاد شده و ظاهر به حكم هر صاحب استعدادى مىباشد، پس حكم علم و شهود آنان در هر حال و مقامى جارى مىشود و ايشان صاحب اصل امر مشترك بين مردمان مىباشند (پايان سخن حضرت شيخ قدس سره) اين