ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٣١٥ - و اما خاتمه تمهيد كلى جملى در بيان متعلق طلب ما به اجمال است و اين كه به كدام اعتبار مراتب استكمال بىپايان مىباشد
٨٩٤/ ٣ سوم اين كه: معقول بودن نسبت جامع به احكام كثرت از حيث وحدت آنها حقيقت عالم است و تعيّن حق از حيث آنها وجود عالم است، خواه جانب وحدت بر آن غالب باشد؛ مانند ارواح؛ و يا احكام كثرت غالب باشد؛ مانند اجسام مركب، و يا متوسط بين آن دو باشد، و اين يا به واسطه غلبه حكم روحانيت و مجمل ظهور است؛ مانند عرش و كرسى، و يا غلبه ظهور تفصيلى است، مانند مولّدات سهگانه، و يا متوسط بين دو غلبه است- اگر چه مشتمل بر درجاتى مانند آسمانهاى هفتگانه و اسطقسات و عناصر چهارگانه باشد-.
٨٩٥/ ٣ چهارم اين كه: از حق سبحان هيچ علم و شهودى ادراك نمىگردد؛ جز آنچه كه از جانب او- به حسب اعيانى كه به آنها و به حسب آنها ظاهر شده- تعيّن يافته است.
٨٩٦/ ٣ و اين كه حضرت شيخ قدس سره گفته: و او آينه احوال تو است؛ اشاره است به ارتباط او به عالم و حكمش در آن به اسماء؛ كه خود حاوى قواعد ديگرى است:
٨٩٧/ ٣ نخست اين كه: او به نفس خود تعيّن نمىپذيرد؛ بلكه به واسطه مراتب و اعيانى كه قابل و براى او معيّناند تعيّن مىپذيرد، پس او تابع مجلا و مرتبه و صفت آن است.
٨٩٨/ ٣ دوم اين كه: حقايق اسماء و اعيان عين شئون اويند كه از او جز به واسطه تعيّنشان- از آن حيث كه او غير متعيّن است- امتيازى ندارند.
٨٩٩/ ٣ سوم اين كه: وجود منسوب به آنها عين تلبّس و آميزش شئون او است به وجودش.
٩٠٠/ ٣ چهارم اين كه: تعدّد و اختلاف آنها عبارت از خصوصيا آنها است كه پنهان در غيب هويت او است و موجبى براى اين خصوصيات نيست، چون غير مجعولاند، و تعدّد آنها جز به واسطه تنوّعات ظهور او- كه ظاهر كننده اعيان آنها است- ظاهر نمىشود، و اين بدان جهت است كه جهت اتحاد آنها با او؛ و امتيازشان كه اقتضاى ناميدنشان را به غير و سوى دارد دانسته و شناخته شود، نظير اين واحد و عدد است، يعنى واحد است كه عدد را پديد آورده است ولى عدد واحد را جدا مىكند.
٩٠١/ ٣ پنجم اين كه: هر چه كه مشاهده مىشود حق است كه به حسب شأنى از شئون متعدد و بىشمارش ظاهر است، يعنى از حيث احكام اين شئون ظاهر است- با كمال احديتش