ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ١٩٠ - مقام پنجم در اين كه از حق سبحان چرا به واسطه وحدت حقيقى ذاتيش جز يكى صادر نگرديد؟
معدوم بوجود موجود آن را منسوب بوجود مىكند و موجود بر آن صدق مىنمايد.
٤٤٤/ ٣ و از جمله مسايل آن اين كه: وجود جسم از هيولى و صورت كه هر دو معقولاند- و يا از جواهر فرد غير محسوس- و جسميّت طبيعى از كيفيات چهار گانه كه معقولاند و سياهى؛ كه در مازو[١] و زاج محسوس است و سياهى آن دو نامحسوس؛ تشكيل يافته[٢] و عامل در ظهور همگى وجود است كه در تعيّن آن؛ اختصاص حقيقت و مرتبه مورد شرط است. اين قابل اشكال است، جز آنكه ثبوت اشتراك وجود- با برهان محكم- اوّلى (يعنى در تعينش حقيقت مورد شرط است) را دفع مىكند، از اين روى گفتهاند: تأثير حق تعالى و ايجاد او عبارت است از بخشيدن او مر آنچه را كه باعث وحدت حقايق كونى و وجودى است، يعنى به واسطه اضافه و نسبت تعيّنى از جانب خود به آنها، و ظاهر كردن احكام آنها به مقدار اضافه شده در هر مرتبهاى به حسب آن حقايقى كونى، پس تمامى موجودات كونى صور نسبتهاى علمىاند كه عبارت از صور نسبتهاى اسمائى مىباشند.
٤٤٥/ ٣ اگر گويى: حاصل اين كه تأثير حقايق و مراتب در وجود به واسطه تعيّن است، هم چنان كه تعيّن در ظاهر شدن آنها هم اثر دارد، بنابر اين حيرت هم چنان باقى است، زيرا اين اثر معدوم است در وجود.
٤٤٦/ ٣ گويم: سخن از نوعى سهل انگارى بيرون نيست، زيرا مقصود تأثير حقايق است در نسبت وجود به واسطه تعين- نه در ذات وجود- چون بارها از كتابهاى حضرت شيخ قدس سره نقل نمودهايم كه: حق تعالى در هر متعينى- حال حكم بر آن متعين به احكام تعين- در ذات خود غير متعين است، در اين سخن تمام توضيحات و همه درستىها هست كه: ذات حق متعال در متعين هيچ اثرى نگذاشته، بلكه تأثير از شئون حق تعالى است در حصول پيدا كردن نسبتهاى او، و هر دو عدمىاند.
[١] - نوعى از درخت بلوط كه از آن مازو مىگيرند، و مازو مادهاى است كه به وسيله حشرهاى مخصوص در روى درخت توليد مىشود و به شكل دانهاى به اندازه فندق در مىآيد، اين دانهها را از روى تنه و شاخههاى درخت جمع مىكنند و براى رنگ كردن و دباغى كردن پوست حيوانات بكار مىبرند، در طب هم استعمال مىشود. م
[٢] - يعنى جسم از هيولى و صورت و جسميت طبيعى ... و سياهى ... تشكيل يافته. م