ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٣٤٩ - اصل دوم در سبب ارتباط بين حقيقت و صور آنكه نياز به مقدمهاى دارد
اصل دوم در سبب ارتباط بين حقيقت و صور آنكه نياز به مقدمهاى دارد
١٠١/ ٤ و آن اينكه چون دانسته شد سبب تأثير و اثربخشى طلب و اقتضا است كه تعبير از آن به «احببت ان اعرف- دوست داشتم شناخته شوم» شده و اينكه علّت غايى آن تحقق كمال اسمائى- بلكه كمال جلا و استجلا- مىباشد، و پوشيده نيست كه محبت؛ اتصال و پيوستى است كه هر چيزى در آغاز آن را اقتضا دارد و همين منشأ تعين مفاتيح غيب و سپس (منشأ) تعينات اسمائى است، دانسته مىشود كه هر حقيقت الهى و يا كونى كه در مرتبهاى از مراتب تعين يافته به واسطه اقتضاى اين محبت تعيّن يافته و آن (محبت) سارى در آن (مراتب تعين) مىباشد، و به حكم اين سرايت آثار آن به او (تعالى) نسبت داده مىشود، چون متعلق كمال جلا ظهور تفصيل اسماء و صفات الهى و كونى و وجودى و علمى مىباشد، لذا هيچ چيزى از محبت و طلب خالى نيست؛ تا آنكه اثر آن به صورتهاى گوناگون- به حسب تنوّع و گوناگونى قابل از حيث حقيقت و صفت غالبش در او و مرتبهاى كه حاكم بر او است- آشكار شود، و اين صورتها مانند آرزوها و عشقها و اعراض و خواطر مىباشند، و چون در همه سارى شد مفاتيح، به حكم اين سريان از باطن هر حقيقتى الهى و به حكم تأثيرى كه مقصود است و از باطن هر حقيقت كونى به وصف قبول و استعداد ظاهر مىشود و وجود و عالم پر از طلب و شوق و توجه به كمال- از هر دو طرف- مىشود، و نسبت برخى از اسماء به ظهور متعلقاتشان- مانند معلومات علم و مقدورات قدرت و غير اين دو و مانند برخى حقايق كونى- به نسبت فيض وجودىاند تا آنكه احكام و كمالات پنهان در باطنشان آشكار گردد.
١٠٢/ ٤ چون اين را دانستى گوييم: هر حقيقتى از حقايق كونى و اسماء الهى داراى دو اعتبار كلى است:
١٠٣/ ٤ يكى از آن دو نسبت افتقار و نياز و طلب است از حيث توقف در ظهور بر غير، براى اينكه تمام حقايق اسمائى در ظهور متعلقاتشان متوقف بر قوابل امكانىاند، زيرا هر يك ظهور عين و كمال خودش را دوست مىدارد، چنانكه حقايق كونى در ظهور كمالات