ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٥٢٥ - اصل شانزدهم در ظهور مولدات(سهگانه) به واسطه استحالات و دگرگونىها تا آنكه منتهى به فرود آمدن امر الهى به انسان كامل مىشود و به واسطه آن به اصل شامل باز مىگردد
٧٤٣/ ٤ و همانطور كه از آن (ارواح) عالم رضوان آفريده مىشود، همينطور چون نور سريان پيدا كرد؛ مالك (دوزخ) و خازنان آتش ظاهر مىشوند، و رئيس آنان به نام مالك- به واسطه قهر ظاهر در عالم شقاوت- ناميده مىشود، براى اينكه ارواح اصلا از عالم وسعت و فراخىاند، و چون در اين تنگنا- به واسطه عمل خودشان- افتادند؛ تنگى برايشان شديدترين عذابها است. وَ إِذا أُلْقُوا مِنْها مَكاناً ضَيِّقاً مُقَرَّنِينَ دَعَوْا هُنالِكَ ثُبُوراً، يعنى: و چون كتبسته به تنگناى آن درافتند در آنجا آرزوى هلاك كنند (١٣- فرقان) لا تَدْعُوا الْيَوْمَ ثُبُوراً واحِداً وَ ادْعُوا ثُبُوراً كَثِيراً، يعنى: اكنون يك هلاك نخواهيد بلكه هلاك بسيار بخواهيد (١٤- فرقان) هلاك بسيار عذاب نامتناهى است و هيچ چيزى بر آنان شديدتر از خشم (و در نتيجه عذاب) سرمدى و دايم نيست، خداوند در اينباره فرموده: اخْسَؤُا فِيها وَ لا تُكَلِّمُونِ، يعنى: در اينجا خوار و خفه شويد و سخن مگوئيد (١٠٨- مؤمنون) و تمام اين شكل از مركز به محيط شكل قرن (دهل) است كه پائينش تنگ است و بالايش گشاد و همان صور است، يعنى جامع صور.
پس اهل بهشت در فراخناى محيطاند كه آن همان علّيون است و اهل دوزخ در تنگناى پائين آناند و آن همان سجين است، بنابراين نعيم و سرور به مقدار فراخى است و كيفر و غم و عذاب به مقدار تنگى مىباشد، از خداوند مىخواهيم كه ما را به خردهامان از اهل اللّه قرار دهد و به نفوسمان از اهل فراخى، آمين.
٧٤٤/ ٤ سپس افلاك به گردش آمد و استحالات را در اركان پديد آورد و عالم را گرم كرد، اولين ركنى كه اثر را پذيرفت ركن آتش- يعنى اثير- بود، لذا ستارگان دنبالهدار ظاهر گرديد و اينها احتراقات و تكويناتى هستند كه استحالهشان سريع و تند است و ستارگانى هستند كه تباهيشان سريع است، و هنگام برانگيخته شدن محمد ٦ رجوم (تير شهاب) بودند، از آنها هرچه كه جانب بالا است؛ سردى آسمان خاموشش مىكند و آن چه كه جانب پائين است زمهرير و بحر مسجور خاموشش مىكند، و در اين ركن عالم «جن» بين سعيد و شقى آفريده شده، هركس كه نور روحانيتش بر آتش طبيعتش غالب است؛ سعيد و نيكبخت است و هركه برعكس اين است- به واسطه اينكه در او سردى و رطوبت است- شيطان است و چون امتزاج با اصلش دارد عذاب به آتش را مىپذيرد، و از آن جهت نسبت به