ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٥٨ - فصل پنجم در آنچه كه كاملان - از ضبط كليات مهم علم و عمل - بيان داشتهاند
(سالك سيار) به آن نيرو عين (ثابت) خود را با تمام كمالاتش ملاحظه كرده و نهايت نسبى و يا حقيقى؛ و محل[١] معنوى را كه ملاحظه در آن حاصل مىشود- يعنى باطن زمان كه موسوم به وقت است- مشاهده مىكند، و اين حال است كه ميان گذشته و آينده بوده و داراى دوام[٢] است، و آن (وقت) چيزى است كه تمام معلومات در حضرت علمى در آن وقت هستند، و هر معلومى نيز كه در بخش معيّنى از آنكه- با همه توابع و اضافه وجود بدان- حاصل است تعلق به (جمله قبلى يعنى:) سرّ سالك سيار ملاحظه كرده دارد، يعنى اين سالك سيار تعلق به وقت خود و به هر چه كه وقتش اقتضا مىكند دارد. در اين حال؛ حالش از تيرگيهاى اغيار (به واسطه وزش نسيم اتصال) صافى و پاك مىشود و ملاحظه و وقت و صفا؛ از مقاماتش مىگردد و در اين حال به ذات و وقت و صفات خويش جامه سرور در بر مىكند[٣].
١٦٨/ ٢ و چون اين (جامه در بركردن) در حالى باشد كه نسبت به مشاهده اغيار بىزمان باشد، آن به حكم وقت حالت اسرار است[٤] و بر آن جز خداوند كسى ديگر آگاهى ندارد؛ و بدان در بيان رسول خدا ٦- از قول پروردگارش- آمده كه: اولياى من در زير قباب و پوشش مناند كه جز خودم كسى آنها را نمىشناسد، بنابر اين اين ولىّ صاحب سرّ در اين حالت صاحب نفس واحد است و اثر نفسش در نفسش[٥] به حسب حالتى حجابى آشكار شده؛ و پوشيدگيش به واسطه محو كردن هر صورتى؛ حجاب و پوشيدگى و دوريش را بيشتر كرده است، در حالى كه ايجاد صورت مستلزم كشف و تجلى و قرب او است، و اين اثر به حسب حال كشف و شهود و تجلى او به واسطه زنده كردن دلهاى مرده ظاهر مىشود، چنان كه در بيان رسول خدا ٦ آمده: من نفس رحمان را از جانب يمن مىبويم، و (همين طور اين اثر به حسب كشف و شهود و تجلى او) به واسطه ايجاد صورتى در موضعى و محو كردنش در موضع ديگر ظاهر مىشود، چنان كه در بيان الهى آمده: أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ
[١] - يعنى حضرت علمى- از جهت ترتيب ذاتى در آن- منشأ و اصل زمان و باطن آن است.
[٢] - يعنى حال متوسط كه عبارت از زمان است.
[٣] - يعنى به واسطه از بين رفتن بيم انقطاع و دورى و تبسّم روح.
[٤] - يعنى پوشيده شدن حال بنده از خود كه به واسطه لطافت و دقت آن نمىداند كه چيست.
[٥] - و آن روحى است كه به واسطه برطرف شدن ابر پوشيدگى بنده از خود و آشكار شدن ظلمت پردگى پديدار مىگردد.