ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٣٠٠ - مقام سوم در تقسيم اسماء به سه كلى كه عبارت از اسماء ذات و صفات و افعال است
٨٣٨/ ٣ بدان كه اسم اعظم در مرتبه افعال اسم «القادر و القدير» است، چون اسم «الخالق و البارئ و المصور و القابض و الباسط» و امثال اينها به مانند سدنه و پردهدار اسم «القادر» اند، و همينطور سه اسم باقى[١]، پس اسم «الرؤف» و العطوف و الودود» و امثال اينها تابع اسمهاى «المريد و الحسيب و الرقيب و الشهيد» اند و امثال اينها تابع اسم «العليم» اند، و در اسم «حى» اين احكام جمع مىآيد؛ و بلكه- به واسطه جمعيتش- از آن متفرع و منشعب مىشوند، براى اين كه «حى» عبارت از درّاك فعّال است- براى اينكه در همه شرط (حى) مىباشد-.
٨٣٩/ ٣ و شيخ ما قدس سره (در كتاب شرح حديث) بيان داشته كه «الحى القيوم» در تحقيق اسمى است كه مركّب از دو اسم است، و آن از بعض اجزاى اسم اعظم است كه داراى اثر عمومى است، و همينطور «الف و دال و ذال و راء و زاى و واو» از اجزاى اسم اعظماند.
٨٤٠/ ٣ و من مىگويم: بايد دانسته شود كه اين حروف- با «الحى القيوم»- و بقيه اجزاى اسم مانند آينهاى ثابتاند براى معنى قدرت؛ و مانند اسماند كه دلالت بر چيزى- به گونه مطابقه- داشته باشد، از اين روى در هر چيزى كه بدان توجه كند اثر مىگذارد، از اين جهت دربارهاش گفته شده كه آن از غير خودش از اسماء اثرگذار اعظم و بزرگتر است، چون آن در تمام انواع و اشخاص داراى اثرى عام و فراگير است، نه مانند اسماء اثرگذار ديگرى كه اختصاص به هر نوعى دارد، پس بدان كه اسم اعظم نسبت به هر موجودى عبارت است از صورت اسمى كه از معنى حيثيّتى كه از جهت آن حيثيت اين موجود استناد به حق تعالى پيدا مىكند- خواه انسان باشد و يا جن و يا فرشته و يا غير اينها- بازگو مىكند؛ تا معنى بيان رسول خدا ٦ را- هنگامى كه شنيد عدهاى خداى را ياد مىكنند و از او حاجت مىطلبند- بدانى كه فرمود: اينان خداى را به اسم اعظمى خواندند كه اگر بدان اسم خوانده شود اجابت مىكند- با اين كه اسماء با هم اختلاف دارند- و كار اين چنين نيست كه در ذهن مردمان جاىگير شده كه اسم اعظم يكى بيش نيست، پس امكان جمع بين اين مفهومات مختلف چگونه است؟
[١] - يعنى از اصول اسماء الوهى- از چهار اسم بالا- كه عبارت از: عالم و مريد وحى است.