ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٢٨٩ - مقام سوم در تقسيم اسماء به سه كلى كه عبارت از اسماء ذات و صفات و افعال است
وحدت و كثرت كه معلوم همگان است نسبت داده مىشود، اين سخن حضرت شيخ قدس سره بود.
٧/ ٣ سپس (گوييم) از نتايج و ثمرات احاطه اين اسماء بودنشان با قديم قديم و با حادث حادث و با متناهى متناهى و با متحيّز متحيّز است- برعكس اسمائى كه مقابل آنهايند- بنابراين با اين همه تكرار و تقرير و تحرير كه گذشت ياران تصور نكنند كه اين اسماء همانگونه كه به حقايق خود قديماند به واسطه تعلقات كلى و جزئىشان- كه به اعتبار آنها داخل در اسماء صفات مىشوند- قديماند، و قديم بودن تعلق باز بهتر از دو طريق اهل نظر معقول و منقول است، و اين كه قدم آنها به واسطه تعلقات آنها از حيث اعتبار آنها از جانب وجود؛ منافى اتصاف آنها به صفات حدوث- از حيث تبعيّت آنها مر علم را كه تابع معلوم است- نمىباشد، و اين كه هر يك از دو اعتبار را زبانى در كتاب و سنت است:
٧٩٨/ ٣ زبان اول فراوان و بسيار است؛ براى اين كه حق تعالى تمام اشيا را از ازل از جهت علمش به ذاتش مىداند و در آن (دانستن) تمامى نسبتهاى اسمائى- با اقتضاياتشان- مندرج و نهفته است.
٧٩٩/ ٣ اما زبان دوم مانند: وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ حَتَّى نَعْلَمَ الْمُجاهِدِينَ مِنْكُمْ وَ الصَّابِرِينَ، يعنى: شما را مىآزمائيم تا مجاهدان و صابران شما را معلوم كنيم (٣١- محمد) و: ان الله لا يمل حتى تملّوا، يعنى: خداوند ملول و دلتنگ نمىشود تا آنكه شما ملول شويد، و همه همينطور است؛ براى اين كه قول و تكوين (كن فيكون) به حسب قدرت است كه به آنچه اراده معين كرده- يعنى ارادهاى كه تابع علم است و علم تابع معلوم- تعلّق گيرد، پس رنگپذيرى تعيّنات تعلقات ازلى است مر صفاترا به خواص حوادث و پديدهها، از اين روى منافى قدم آنها در ذاتشان و از جهت محلّشان نيست، و بنابراين كلام حق تعالى- چنان كه حضرت شيخ قدس سره در آغاز تفسير گفته- صفتى است كه از برخورد غيبى بين دو صفت اراده و قدرت حاصل مىشود منافى قدم آن نمىباشد، و قدم تعلق آن رنگپذيرى تعلق آن است به آنچه كه حالات مخاطبان- مانند عبرانى و عربى- و احكام اسم «الدهر»- مانند گذشته و حال و آينده- اقتضا مىكند، زيرا آن رنگپذيرىاى است كه از اعتبار دوم پديد مىآيد. با اين (بيان) بسيارى