ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٥٤٦ - فصل دوم از باب كشف سر كلى كه به نام وصل ناميده مىشود و آن در تعين مظاهر كلى
(سير) آنان[١] از هر جهت در معرفت حق تعالى و استنادشان به او نيست، بلكه آنان در حال مخصوص خودشان تنها و يگانهاند؛ بهطورى كه آن (حال) را- پس از حق تعالى- جز آنان نمىشناسد و آن را كامل مكمّل جز براى كسى كه آگاهى يافته اين شخص ناگزير انسانى كامل خواهد گرديد- براى تربيت او- بيان نمىدارد، پايان سخن حضرت شيخ قدس سره.
٧٩٧/ ٤ چون اين مقدمات را دانستى حال گوييم: صورت وجود مطلق و حكم آن- از آن جهت كه هست- محال است كه موجود گردد، چون آن را از اين حيثيّت به هيچ چيزى مطلقا نه تعلق است و نه نسبت؛ و هيچ عملى هم نيست جز به حسب اقتضا، و همينطور از حيث احديت ذاتيش؛ چون آن سلب اعتبارات است، بنابراين عدم تأثير بخشى از حيث آن سزاوارتر است.
٧٩٨/ ٤ اگر گويى: حضرت شيخ قدس سره در نفحات توصيف كرده و گفته: حقيقت مطلق خاص وجود است، به واسطه آنچه كه سروده:
|
آن سوى اين امر را اشاره نمىكنم چون |
رازى است كه زبان گويا از گفتنش لال است |
|
|
امرى است به او و براى او و از او اعيان ما |
تعين مىپذيرد و وجود او به لباس درآمده است |
|
٧٩٩/ ٤ در اين (بيت) آمده كه تعيّن اعيان از مطلق است، پس اعيان صور اويند و همينطور وجود به لباس درآمده او به اعيان ما؛ از او تعيّن يافته است.
٨٠٠/ ٤ گويم: آرى! ولى نه از حيث آنكه خودش خودش است، و ما جز اين را نفى نمىكنيم، بلكه از حيثيّت دوم اقترانى كه خواهيم گفت، و آن بيان ما است كه: از حيث عروضش، يعنى اقتران پاك و مقدس او؛ به آنچه از حقايق پنهان كه از ازل در او بوده و در مرتبه احديت مستهلك است ظاهر شده، پس صورت و حكم و اثر آن مطلق ظاهر نور است كه بدان ادراك حسّى تحقق مىيابد؛ و مناسبت هم ظاهر است، و همانطور كه اشياء به واسطه وجود و تعلق آن پديد مىآيند و هر چيزى خود و غير خودش را بدان (وجود) ادراك مىنمايد، همينطور به واسطه نور و تعلق آن ادراك مىشود و ظهور شئى بستگى بدان (نور) دارد، و به
[١] - يعنى پيغمبر ما و كاملان از وارثان او. م