ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٧٠٥ - سئوال چهارم چگونه انسان پديد آمده است؟
نخستين مقام معرفت دوم است- به تقابل دو نسخه- يعنى نسخه الهى و كونى، چون دومى صورت اوّلى است، و هر يك از دومى اثرى است از هر يك از نسبتهاى اسمائى ذات احدى جامع، و يا اينكه مراد از تقابل؛ تقابل دو نسخه عالم و انسان باشد، چون هر يك از آن دو؛ صورت حقيقت احديت جامع است؛ اگرچه از حيث تفصيل و جمع- بين اجمال و تفصيل- با هم اختلاف دارند.
١٥٥/ ٥ سپس درباره تقسيم طبقات كلى اهل سلوك گوييم: آنان آنگونه كه گفته شده است محدود در طبقات و مراتبىاند؛ يعنى در دايره سلوك و غايت و دايره وصول و هدايت و دايره كمال و ولايت، و هر يك از اينها را اول و وسط و آخرى است. بنابراين مراتب سلوك مشتمل بر وظايف اسلامى؛ و مراتب وصول مشتمل بر وظايف ايمانى؛ و مراتب كمال مشتمل بر وظايف احسانى است، و هر يك از اين انواع سهگانه مشتمل بر سه درجهاند: اسلام مشتمل است بر آغازيدن از وجوه فرار از اشتغالات بدنى، و آگاهى بر جهت توجه و روى آوردن به سوى مطلوب (و اين) مانند ابواب (منازل سايران) است، و به نهايت رسيدن به جهات تمكّن در اين (سلوك) مانند معاملات (منازل سايران) است. و ايمان مشتمل است بر آغازيدن از وجوه روى گردانيدن روح از اشتغالات نفسانى (و اين) مانند اخلاق (منازل سايران) است، و آگاهى بر جهات توجه به سرّ مانند اصول است. و به نهايت رسيدن به جهات حضور با او مانند اوديه (منازل سايران) است. و از اينان كسى است كه مراتب احسان و ولايت و كمال را كه وجوه احديت توجه و سلب ثبوت غير است- همچنان كه در مرتبه «فبى يسمع و بىيبصر» مىباشد- آغاز مىكند و آگاهى بر جهات اثبات آن مانند احوال (منازل سايران) پيدا مىكند، به طورى كه غايب را مانند حاضر و حاضر را مانند غايب قرار مىدهد- همچنان كه در مرتبه «كأنّك تراه» گذشت- و منتهى به وجوه استغراق در آن مانند ولايات و آنچه بعد آنها (در منازل سايران) است مىشود و در آن رفع حجاب و پوشيدگى (و يا رفع كاف است[١]).
١٥٦/ ٥ و آنچه از سخن حضرت شيخ قدس سره در اين جا فهميده مىشود اين است كه
[١] - مقصود از رفع كاف- در نسخهاى ديگر- كاف« كأنك تراه» يعنى كاف تشبيه است كه چون برداشته شود وحدت حقيقى ظاهر مىشود. م