ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٢٠١ - مقام هشتم در اين كه چشمه و منبع مظاهر وجود به اعتبار اقترانش بدانها«عماء» است
نسبت به مطلق نشأه كلى وجودى و موجودات كونى كه صادر از خداوند سبحاناند و كلمات نفس او و حرفش هستند؛ بخار عامى است كه نتيجه اجتماع بين اسماء ذاتى بوده و نخستين مولودى است كه از آن ظاهر گرديده و حكم كردن بر اين كه نفس رحمانى عين عماء است؛ دليلى[١] ظاهر است كه عماء پس از تعيّن اول نمىباشد[٢] چون در آن امرى زايد بر غيب حق تعالى- مگر تعيّن آن- اعتبار نمىشود، و خودش خودش بودن و علم او به خودش و اعتبار انبساط نور وجود بر ممكنات و ظهور آنها بدان، و تولّدش از اسماء؛ منافى آن باشد.
٤٩٠/ ٣ و نظر من اين[٣] است كه تعيّن دوم چون برزخى جامع بين احديت و واحديت است؛ لذا از جهت وحدت مشتمل بر قوه نسبت احديت- همراه با سرايت واحديت- و از جهت كثرت مشتمل بر نسبت واحديت- همراه با سرايت احديت از دو جهت- مىباشد؛ پس اعتبار عماء بودن كه عبارت از برزخيت جامع حقايق الهى و كونى در هر يك از دو تعيّن است درست مىباشد، و اعتبار حكم يكى از دو تعيّن در ديگرى نيز درست است، بنابر اين اوّلى منبعى مجمل براى همگان است، و اعتبار عماء بودن براى تعيّن در يكى از آن دو- هر كدام كه باشد- نيز درست است، زيرا اوّلى منبعى مجمل براى همه است و دومى منبعى مفصل براى همگان، چون وجود عام فايض نخست از جهت ذات؛ اوّل (تعالى) را پيروى دارد و دوم از جهت تعلق، براى اين كه صورت اوّل (تعالى) و ظاهر او است، ولى به واسطه قوه نسبت احديت؛ و اين كه تكوّن از جهت سرايت آن (احديت) است. لذا حضرت شيخ قدس سره آن
[١] - خبر شش سطر بالا: در مفتاح الغيب آمده مىباشد.
[٢] - از تفسير چنين مفهوم است كه نفس رحمانى عين عماء است و آن هم اولين مرتبه تعين است. كلام در اينجا مغشوش است و در مصباح آمده: ان العماء ما بعد التعين الاول، اين« ما» را نافيه گرفتيم و ترجمه همان شد كه در متن است و دو كتاب تفسير و مفتاح با هم اختلافى ندارند، ولى سخن شارح و محشيّن اين است كه حضرت شيخ در تفسير گفته عماء عين تعين اول است و در مفتاح گفته پس از تعين اول، و اگر« ما» را موصوله بگيريم با مطالب بعد ناسازگارى دارد. و الله اعلم به حقايق الامور. م
[٣] - حقيقت عماء و نفس رحمانى داراى حقيقت و رقيقت و باطن و ظاهر و غيب و شهادت است، هم چنان كه در تمام حقايق الهى و اسماء ربوبى است، پس حقيقت و باطن و غيب آن دو عبارت است از فيض اقدس و تجلى اول كه به اعتبار برزخيت و احديت جمعى بدان عماء گفته مىشود و به اعتبار ظهور در كثرت اسمائى ذاتى بدان نفس رحمانى و رقيقت گفته مىشود، و ظاهر و شهادت آن دو عبارت است از تجلى ظهورى فعلى و فيض مقدس و وجود منبسط، ولى به اعتبار برزخيت بدان عماء مىگويند و به اعتبار انبساط و ظهور در مراتب تعينات نفس رحمانى. اين را نيك فهم كن و از شاكران باش و غافل مباش.