ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٦٨٩ - سئوال چهارم چگونه انسان پديد آمده است؟
همگى با ذات آن مناسبت دارند، بلكه آن عين هر يك از آنها است؛ با اينكه آنها با هم تضاد دارند، و با اينكه طبيعت جامع تمام آنها است امكان ظهور براى هيچ يك از آنها- و همينطور بدون وجود- نمىباشد، در اين صورت اجتماع آنها مستلزم ظهور و ادراك آنها است؛ و اجتماع نسبت و يا حالتى است كه در ذات خود وجودى ندارد، و اين چگونه مىشود؟ در حالى كه صورت تو نتيجه آن (اجتماع) است و اصل و برترين آن طبيعت است، و چون دقت نظر در صورت كنى؛ آن را چيزى زايد بر آن (طبيعت) نخواهى يافت، با اين همه طبيعت عين آنچه كه ظاهر شده نيست و به آنچه كه از آن ظاهر شده نه كمى و نه زيادى نمىپذيرد.
١٠٩/ ٥ و اما روحت را كه مىپندارى مدبّر صورتت است؛ سخن در آن گستردهتر است و راز آن مشكلتر مىباشد، و از كنه پروردگارت سئوال مكن (چون روح از نفخ او است) و اگر اهتمام به فهم آنچه كه ترا آگاهى بخشيدم به ورزى شگفتىهاى عجيبى خواهى ديد و رازى را كه صاحبان خرد را حيرت زده كرده خواهى دانست، و آن اينكه كيفيت حاصل به سبب ايجاد؛ در مراتب آشكار مىشود؛ ولى آنگونه كه در علم حق سبحان است، بلكه اصولا استجلائى متفاوت است به حسب تفاوت علم ناظر در مرتبه- به آنچه در آن (مرتبه) بالفعل است- علمى نظرى و يا شهودى؛ و به حسب اثربخشى مرتبه در ناظر[١].
١١٠/ ٥ در اينباره گوييم: اگر مشهد (علم شهودى) ناظر؛ يعنى تنوع حاصل در آن در مرتبهاى از مراتب و مقامى از مقامات ادراك شود؛ چون تعدّد وجود و تكثر آن به حسب تعدّد مراتب و مقامات است؛ در اين صورت ناظر؛ در احكام نسبتهاى مرتبه و وجوه و رقايق آن انتقال دارد، نه در ذات صاحب مرتبه و حقيقتش كه حاصل در آن (مرتبه) است، و اگر تنوعش اضافه به مشاهدهاش شود؛ ادراك او است مر احديّتى را كه احكام اين كثرت نسبى به آن باز مىگردد، چون حقيقتا در ذات كثرت نيست؛ و احديت را كانون احكام مرتبه و مقام؛ و چگونگى حاصل از ايجاد را- از حيث آن (احديت)- مشاهده مىكند، اين به واسطه ادراكش
[١] - در اينجا سخن حضرت شيخ قدس سره در تفسير پايان پذيرفت. م