ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٢٣٣ - مقام نهم و دهم در نسبت دادن صفات حق تعالى باو به اعتبارش در ذات خود
كسى كه از او نفى مىشود- زيرا ثبوت و نفى آنها جز در عمائى كه گفته شد ميان غيب و شهادت است ظاهر و آشكار نمىگردد، پس ثابت براى حق و غير حق هر چه كه هست عبارت است از آنچه كه ذات آن كس ازلا برايش ثابت؛ و يا نفيش از آن دو (حق و غير حق) ثابت شده اقتضا كرده است.
٥٨٠/ ٣ سپس بدان كه اين برزخ را مرتبه ضياء است، اما آنچه كه بدان حق از خلق امتياز مىيابد؛ آن مرتبه غيب و نور محض است و شأنش آن است كه بدان ادراك حاصل مىشود و خود قابل ادراك نيست و قائم به حق مظهريت او «سابق[١]» است و آن (برزخ) را عبادت روزانه، و عباداتى كه داراى اول بودن است مىباشد.
٥٨١/ ٣ و اما مرتبه كيانى؛ ظلمتى دارد كه شبيه ظلمت مرتبه امكان و (شبيه) عدم معقول است و شأنش آن است كه ادراك مىشود ولى چيزى بدان ادراك نمىگردد و آن (مرتبه كيانى) را عبادات شبانه و عباداتى كه داراى آخر بودن است مىباشد و از قائمان به حق مظهريت مقامات كلى «ظالم[٢]» است.
٥٨٢/ ٣ و اما برزخ موصوف به ضياء كه به نام عماء ناميده شده شأنش آن است كه هم ادراك مىشود و هم بدان ادراك حاصل مىگردد و آن (برزخ) را عبادات جامع؛ مانند مغرب و صبح و آنچه كه مقيد به اول و آخر بودن نيست مىباشد و از وارثانش كه قائمان به حجج و دلايل الهىاند و حق مظهريت مقامات بزرگ «مقتصد[٣]» است كه قائم در وسط مىباشد و حق هر صاحب حقى را به تمامه مىدهد؛ مانند پروردگارش: الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ، يعنى هر جنبندهاى را آفرينش او بداد (٥٠- طه) و اين مقام فرديت نخستين است كه نتيجهگيرى و تناسل به واسطه نكاحات پنج گانه[٤] در آن واقع گرديده است. پايان سخن حضرت شيخ قدس سره.
[١] - اشاره به آيه پيشين است كه: وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ، يعنى: از آنان كسانىاند كه بر نعمتها مىشتابند.
[٢] - اشاره به بيان الهى است كه: فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ( ٣٢- فاطر) يعنى: برزخى از ايشان ستمگر خويشاند.
[٣] - باز اشاره به آيه پيشين است كه: وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ، يعنى: و برخى از آنان معتدلاند.
[٤] - نكاحات پنج گانه: غيبى و روحانى و طبيعى و عنصرى و جامع بين تمامى آنها؛ چنان كه در تفسير بيان فرموده است مىباشد.