ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٧٤٧ - سئوال پانزدهم اول بودن مراتب از جهت وجود و يا مرتبه معنوى چيست؟
است بدون اينكه اين را بدانند و يا بدان آگاهى داشته باشند، و كاملان مىدانند چه چيزى از آنان خارج بهشت است و چه چيزى از آنان در بهشت، و اينان در هر چيز و مرتبهاى كاين و موجوداند (يعنى وجود دارند) و داناى به حقايقشان- كينونتى ذاتى نه عرضى- هستند و اين عيب و اشكالى در كمال تنزه و تقدّس و اطلاق و امتياز ذاتيشان از تمام اشيا وارد نمىآورد، مانند سيّد و سرورشان، و اگر براى آنان غفلت از برخى از آنچه كه در آنان از عالم و يا آنچه در عالم از آنان است و يا (غفلت از) برخى كمالات كه اختصاص به اينان دارد حاصل شود، اينها قدح و اشكالى در كمال آنان وارد نمىآورد، براى اينكه غفلت ايشان از حكم عالم و موطن و موقف و حال است.
٢٨١/ ٥ در او (انسان كامل) اسرار و رازهاى پيچيده ديگرى است كه از جمله آنها اينكه: اگر كامل تمام اشيا را دائم حاضر داشته باشد هيچ چيزى از او فوت نمىشود و اختلالى به حال او وارد نمىآورد، براى اينكه علم و حضور او اقتضاى دوام ديده شدهها و حفظ بقاى نظام آنها را اقتضا مىكند، لذا خداوند حاضر داشتن آنچه را كه اراده بردنش را دارد از آنان فراموشى مىدهد، در اين صورت مدد و يارى الهى قطع شده و صورت آن چيز زايل مىشود، همچنان كه به واسطه حضورش در مرتبه جامعه به حكم ذوق كل شئى فيه كل شيئى، يعنى: در هر چيزى تمام اشيا هست؛ عالم حفظ مىشود و نظامش ادامه پيدا مىكند، اين را نيك بفهم كه علم مكنون و راز پنهان را برايت گفتم، پروردگارت را سپاسگوى كه نسبت به اسرار غيب بتو بخل نورزيد.
٢٨٢/ ٥ سپس گوييم: جواب از معرفت تقابل دو نسخه به واسطه ذوق دوم اتم اينكه اين معرفت؛ معرفت اشيا است به خدا و اينكه اين اشيا حق است، چون اين (ذوق دوم اتم) اين شناخت را مىبخشد كه عالم و انسان صورت حقاند و در اينباره هيچ فرقى بين آن دو- جز به واسطه جمع و تفصيل- نمىباشد، همچنان كه در مشهد سوم از مشاهد سهگانهاى كه جندى در رسالهاش آنها را بيان داشته گذشت.
٢٨٣/ ٥ پيش از اين گفته شد كه تمام اشيا به واسطه احديت وجودشان در دو مرتبه الوهى- از حيث بطون- و كونى- از حيث ظهور- عين حقاند، و اين در نظر عارفان است، و