ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٧٤٨ - سئوال پانزدهم اول بودن مراتب از جهت وجود و يا مرتبه معنوى چيست؟
يا اينكه كثرت آنها اگر چه معتبر است ولى آنها نسبتهاى اسمائىاند، در آنها وجودى جز از حق نيست و تعدد در اسماء او است، و اين در نظر محقق است كه بر عارف برترى دارد، و چون به يكى از اين دو وجه شناخت و معرفت حاصل كرد كه اشيا اسماء الهىاند و آنها در واقع و در مقام تحقيق عين مسما هستند؛ صاحب اين ذوق خودش و غير خودش را عين حق مشاهده مىكند، يعنى به واسطه محو شدن تمام تعينات و احوال كونى نزد او؛ يا به واسطه اعتبار نداشتن در اصل و يا به واسطه اينكه آنها نسبتهاى عدمىاند- همچنان كه حضرت شيخ قدس سره پيش از اين بيان داشته- بنابراين آنكه وجودش اعتبارى است فانى و نابود مىشود و آن كس كه وجودش حقانى است باقى ميماند، و چون اين صاحب ذوق خودش و عالم را عين حق مشاهده كرد؛ چگونه مطابقه نسخه او با نسخه عالم و يا با نسخه الهى نزد او حصول پيدا نمىكند؟ براى اينكه مبناى اين مطابقه و تقابل ملاحظه تغاير نسبى اعتبارى است با عينيّت حقيقى، چون اگر يكى از دو ملاحظه نباشد مطابقه انجام نمىگيرد.
٢٨٤/ ٥ اگر گويى: اين در مقام دو ملاحظه مفيد تطابق و تقابل است؛ در حاليكه مقصود تطابق در نفس الامر و واقع است و اين مستدعى تعدد بين دو مطابقه شونده در نفس الامر است، و عينيت هم منافى تعدد است و تنافى دو لازم؛ ملزوم تنافى دو ملزوم است؟
٢٨٥/ ٥ گويم: پيش از اين گذشت كه جهت امكان از كامل جدا شدنى نيست- اگرچه در بالاترين مراتب كمال باشد- و اين مطلب پيش از اين چون گفته شد ديگر اينجا بيان نگشت، بنابراين حاصل جواب تحقق و ثبوت دو جهت عينيّت و تعدّد در نفس الامر و واقع- همانگونه كه مشهد محقق است- مىباشد.
٢٨٦/ ٥ سپس گوييم: حكم شهود اين صاحب ذوق اگر در آغاز درجات اين ذوق باشد، حكم شهود حق است مر خودش را موجود- از مرتبه انسان كامل- البته پس از آنكه آفريدش و آراستش و رحمانيّتش را بر كرسى قلب او- هنگام تحقق به كمال- نهاد، به طورى كه شاهد و مشهود و بيننده و ديده شونده يكى باشد، چنانكه گفتهاند:
|
و چون شب برطرف شد و صبح كردم ديدم كه |
تو هم مذكورى و هم ذكرى و هم ذاكر |
|
٢٨٧/ ٥ و چرا اينگونه نباشد؟ در حاليكه اين دو شهود يك شهوداند ولى به واسطه