ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٣٩١ - اصل هفتم در كشف و آشكارى راز مطلوب اجمالى
مىباشند، و در تحقيق هيچ جاى خارج شدنى براى اين حروف نمىباشد، و اين اعتبار واحديت واحد است، چنانكه خداوند مىفرمايد: وَ إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ، يعنى: پروردگار والاه شما الاه واحدى است (١٦٣- بقره) و به اين جهت است كه واحد مبداء براى عدد مىباشد، و منزّه از كثرت نسبى نمىباشد؛ يعنى «رب» مستلزم مربوب است و «الاه» مستلزم مألوه، و واحد از نسبتهاى ذات او و تعينات تجليات او پديد مىآيد، و اين مرتبه بر مرتبه تعيّن عددى پيشى دارد؛ پيش بودن به واسطه اطلاق ذاتى احدى كه اعتبار الوهيت مىباشد.
٢٥٥/ ٤ سوم اعتبار تعيّن نفس در مخارج به صور حروف و تجليات واحد در اعيان يكيك و ناميده شدنش باسماء بىشمار مىباشد؛ و اين نيز مراتب تعينات تجلى نفس رحمانى الهى وجودى و فيض ذاتى جودى است كه از غيب باطن قلب كه عبارت از تعيّن اول است- برانگيخته به مرتبه احديت جمع الجمع- بر ظاهريت اسم «الظاهر» كه مشهود و معهود است- مىباشد، پس در آنجا جز او؛ كه اول احد و آخر ابد و ظاهر به واسطه عدد و باطن از هرچه كه در شمار آيد؛ و جامع بين آنچه كه توحّد و تجدّد و تحدّد و تقيّد و تعدّدپذير است نمىباشد، پس وجود واحد حق به اوصاف محدثات متجدّد و پديدههاى نو ظاهر مىشود، چون در هر ماهيتى ماهيّتى به حسب آن ماهيت است نه به حسب او، و از آنها در حقيقت مطلق خود بيرون است؛ مانند رنگ در انواع خود، با اطلاقش در عين و ذاتش؛ نه در اين و كجايش، اين را نيك بفهم، اين سخن او (جندى) بود.
٢٥٦/ ٤ از آن اين چنين مفهوم مىشود كه: نفس رحمانى مطلق وجود است از آن جهت كه متعين به هر تعيّنى هست، لذا ماده و خميرمايه همه تعينات است و آن همان «عما» است.
٢٥٧/ ٤ پس به واسطه اين تحقيق؛ تعيّن اول بر آن صدق مىكند- هم چنان كه در تفسير آمده- و نيز مرتبه «عما» و مرتبه احديت جمع و صورت وجودى- از جهت ظهورش براى تعيّنش (خودش)- بر آن صادق است، و اينكه آن از تعيّن اوّل برانگيخته شده و بر مرتبه احديت جمع؛ تا ظاهريت اسم «الظاهر» و غير اينها از عبارات مختلف- به حسب اعتبارات- گذر كرده است، پس در عدم توفيق و مطابقت جز فهمت را مورد اتهام قرار مده.
٢٥٨/ ٤ سپس گوييم: اين بخار نفسى كلّى رحمانى- يعنى وجود عام و تجلى سارى- به