ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٤٩١ - اصل چهاردهم در تعين صورت كرسى - پس از تعين صورت عرش
است، و اين افلاك چهارگانه اگرچه از طبيعت احديت جمعى پديد آمدهاند، ولى حكم طبيعت در آنها ظاهر شده است؛ ظهورى تركيبى و وحدانى كه بخش بر چهار مىشود- هم چنان كه در عناصر تفصيل دارد- لذا بخشهايى سهگانه قرار داده شد كه براى هر سهاى اين چهار هست، و در اين ظهور سهبخشى و چهاربخشى اصلى هست، و چون سه در چهار ضرب شود؛ مجموع دوازده مىشود.
٦١٧/ ٤ و در اين فلك انفاس رحمانى ارواحى را براى ستارگان ثابت ظاهر ساخت، چون در آنها مزاجهاى شريف جوهرى حصول پيدا كرد كه پذيراى تابناكى به نور تجلى نفسى رحمانى هستند، و در آنها ارواح ستارگان؛ اجرام و اجسامى نورى را تعيّن بخشيد كه جامع تمام طبايع شگفت و عجيباند، و در آن موجودات به گونهاى وجود مىيابند كه هيچ فساد و تباهى را نمىپذيرند. تا اينجا سخن جندى بود.
٦١٨/ ٤ و اما سخن شارح فرغانى اينگونه است كه: طبيعت به حكم محل خودش كه عالم مثال است؛ چون انبساطى تام و وحدانى يافت و به نزديكترين صورت به وحدت و بساطت- يعنى شكل دايرهاى- صورت پيدا كرد، بارى تعالى برايش صورتى دايرهوار كه عبارت از عرش است و محيط به تمام عالم صور؛ معيّن ساخت، چون اين وجود هبائى مظهر وجه چهارم از لوح است، و براى اين وجه سه حكم است:
٦١٩/ ٤ نخستين حكم نزول و فرود آمدن به پائينترين مرتبه حسّ است كه بدان درازا- در جسم- ثابت مىشود.
٦٢٠/ ٤ دومين حكم تفصيل و تركيب صورى است كه بدان پهنا- در جسم- ظاهر مىشود.
٦٢١/ ٤ و سومين حكم تدبير است براى بقاى اين صور مفصّل و دوام آنها؛ كه بدان ژرفايى در جسم تحقق مىيابد.
٦٢٢/ ٤ برخى از مكاشفان صورت عرش را بر شكل مثلثى مشاهده كردند، و براى تعيّنش از عين اركان طبيعى برخى از آنان بر شكل مربع مشاهدهاش كردهاند، و به واسطه تحققش از بين اين اركان چهارگانه در اين معانى سهگانه؛ صورت عرش بر دوازده بخش فرض شده- نه محسوس- تقسيم شده است.