ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٤٤٦ - اصل دوازدهم در ترتيب ظهور موجودات پس از برانگيخته شدن قلم و لوح مانند تعين عالم مثال است بعد از تعين عالم ملكوت - از عالم جبروت
مجراى او است، و خواب ديدنى است كه از با خود سخن گفتن شخص است، نخستين موقوف بر آمادگى و استعداد است كه صفاى محل و پاكى نفس مىآورد، و دومى نتيجه انحرافات مزاجى و تيرگىهاى نفسانى است، و سومى از آثار صفاتى است كه از جهت حكم بر نفس خواب بيننده- در حال ديدنش- غالب است.
٤٥١/ ٤ و در فك فص اسحقى گويد: اما انسان؛ قوه مصوّره او تابع نورانيت روح او و آنچه كه اطلاع و آگاهىاش بر آن پيشى و سبقت دارد است، از اين جهت است كه به ذات خود بر قوه مصورهاش املا مىكند، و (قوه مصوره) شروع به بازگفتن آن مىكند، ولى به حسب سلامتى و صحت مغز و استقامت مزاج و انحراف آن و قوه مصوره و ضعف آن و نيز اثر زمان و مكان.
٤٥٢/ ٤ بدان كه نسبت خيال انسان مقيد به عالم مثال نسبت جوهاى كوچك است به رودخانهاى بزرگ كه از آن منشعب شدهاند، بنابراين درستى خيال انسان و خوابش داراى موجباتى است كه برخى از آنها مزاجى است و برخى خارج از حكم مزاج است، و آن بقاى حكم اتصال بين خيال او و عالم مثال است، و مردمان بر سه دستهاند:
٤٥٣/ ٤ دستهاى بر دلهاشان مهر خورده و از جانب نفوسشان (يعنى دلهاشان- نفس ناطقه) چيزى- مگر در افراد كمى- اتصال بدان (عالم مثال) نمىيابد، مانند حال عارضى كه به تندى زوال مىپذيرد.
٤٥٤/ ٤ دستهاى ديگر براى دلهاشان گاهى صفا و آسودگى از مشغوليات (مادى) حاصل مىآيد و از راه خيالش اتصال به عالم مثال مطلق پيدا مىكند، بنابراين هرچه كه نفوسشان در آن وقت آن را ادراك مىنمايد؛ آن به صورت انعكاس شعاعى به قلب منعكس شده و از قلب هم به مغز منعكس گشته و در آن نقش مىگذارد، پس اگر در آنچه كه مشاهده مىكند اثر حديث نفس (با خود سخن گفتن و خودبينى)- از وجوه مذكور و آلت و مزاج و غير اينها كه مانع از حكم اتصالاند- يافت شود، تصوير قوه (مصوّره در آن) به حسب آن است، ولى اگر خواب از حديث نفس خالى باشد و صحت و سلامتى مغز هم برقرار باشد و مزاج هم راست و مستقيم باشد؛ خواب از جانب خدا (يعنى رؤياى صادقه) است و در بيشتر موارد تعبير