ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٦٠٥ - فصل ششم از فصول باب در بيان توجه حبى
حكم تجلى وجه خاص به كل- اين محدود در راههاى تنزلات الهى و واردات ربانى و تلقيات و دريافتهاى گوناگون و القاآت پراكندهاى است كه بيرون از اين قاعده نمىباشد.
٩٩٥/ ٤ بدان كه صورت دعاى مشروع؛ دليل احديت توجه به معنى مذكور مىباشد.
حضرت شيخ قدس سره در شرح حديث گويد: يد واحده (يعنى بلند كردن يك دست) در دعا اشاره است از ظاهر دعا كننده و ديگرى (دو دست) عبارت است از باطن او و زبان، تعبير از تمام او است، و دست ماليدن بر صورت آگاهى دادن است بر بازگشت به حقيقت جامع بين روح و بدن، و آن كنايه از عين ثابت او است در علم حق تعالى در ازل، براى اينكه وجه هر چيزى حقيقت آن چيز است و اين وجه مظهر آن حقيقت، و با اين مطلب معنى: كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ، يعنى: هر چيزى جز وجه او هلاك شدنى است (٨٨- قصص) دانسته مىشود، و راز ديگرى هست كه افشاء و آشكار كردن آن غير ممكن است. پايان سخن حضرت شيخ قدّس سرّه.
فصل ششم از فصول باب در بيان توجه حبّى
٩٩٦/ ٤ كه اولين پيوند بين نسبت «ربيّت» از حقيقت الحقايق- آنگونه كه پيش از اين در معنى: «احببت ان اعرف» گذشت- و بين قوابل كونى مىباشد و باعث بر ظهور مذكور است؛ تعلق به كمال جلا و استجلا دارد كه به واسطه انسان كامل- پس از ظهور اجزاى وجودى او كه ظهور كل موقوف بر آن است- حاصل شده است، پس از جانب حق تعالى طلب ظهور ذات و كمالات اسمائى از جهت فعل و اثربخشى است، و از جانب كون طلب ظهور احكام و احوال از جهت اثرپذيرى و قبول است، و در هنگام نقل سخن صاحب كتاب نفحات- با خواست خدا- ثابت خواهد شد، و براى بيان آنچه از اسرار اين باب در مقام تحقيق بيان الهى كه: وَ هُوَ الْغَفُورُ الْوَدُودُ، يعنى: او آمرزگار و بسيار مهربان است (١٤- بروج) كه متعرض آن نشده مقدماتى چند است: