ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٦٠٣ - فصل پنجم از فصول باب كه حاوى قاعدهاى عزيز و ارزشمند است كه فايدهاش براى مبتدى و منتهى عام و فرا رسنده مىباشد
اجابتتان مىكنم (٦٠- غافر) چون هركس حق را نشناخت نمىخواندش و در نتيجه استجابتى ندارد. پايان سخن حضرت شيخ قدس سره.
٩٨٦/ ٤ و چون خداوند تو را به الهام از دورى از آنچه كه گفته شد يارى كرد تا احديت توجه مذكور- با استحكام بخشيدن اصول محقق پيشين- احديت آنكس كه به سويش توجه مىشود از روى علم ذوقى محقق تحقق پيدا كند؛ نه نظرى از آن سوى حجاب و پرده نظر و يا تقليدى نامعلوم، از آميزش و پراكندگى به سلامت رهايى يافتى و شيطان (خودت) به دست خودت- به واسطه ناتوانيش از بازگرداندت از جهت واحد احد- مسلمان شده و حال كارت به جايى مىرسد كه هرچه بر تو وارد مىشود از معدن و كانون خودش (يعنى اصلش) مىگيرى و بر چگونگى ورودش كه از كدام مرتبه وارد مىشود و بر دست كه- از مظاهر متوسط و يا تجلى وجه خاصى كه واسطهاى در آن و تعيّنى برايش نيست- وارد مىشود آگاهى خواهى يافت.
٩٨٧/ ٤ و مظاهر خواه شرطهايى براى تمام استعداد قابل مر قبول اثر حق سبحان را باشند- همچنان كه نظر ما است- و يا آنكه در رسانيدن اثر او واسطه باشند- همچنان كه صاحبان علوم نظرى برآنند- از اينروى (اهل نظر) اثر وجه خاص را ندانستند، و يا خواه از خود توجه باشد، و اين امرى است كه از او برمىخيزد و اثرش هم- بر غير وجه برخاسته شده- به او باز مىگردد، و بيان الهى نظر به اين امر دارد كه: وَ لا يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ، يعنى: و نيرنگ بد جز نيرنگ باز را نمىگيرد (٤٣- فاطر) و يا اينكه خواه از غير توجه باشد، و اين غير اگر از مراتب معانى باشد؛ آن اسم ملحوظ متعيّن از اسماء الهى مىباشد، و اگر از مرتبه ارواح باشد؛ آن حقيقت ملكوتى است، پس نيكى كننده محض فرشته است و بدى كننده محض شيطان است و متردّد و در رفت و آمد بين آن دو؛ جّن است، و اگر از مرتبه مثال باشد؛ حقيقت متمثّل شده است، و اگر از خيال مقيّد باشد؛ حقيقت متمثّل شده است كه قوه تخيّل را آنگونه اثر مىبخشد كه تعقّل نمىبخشد، اين از كتاب اشارات ابن سينا دانسته مىشود.
٩٨٨/ ٤ و اگر از عالم حسّ باشد: يا بشر است و يا غير بشر، و بشر يا خودش است- خواه مانند خضر و عيسى ٨ متروحن باشد و يا غير متروحن- و يا اينكه قوه توجهش است، و آن همتى است مرسل (آزاد) چنان كه گفتهاند: همت مردان كوهها را از جا برمىكند،