ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٣٣١ - اصل اول در اولين مراتب منعوت و آن مرتبه جمع و وجود است
داراى وجهى به غيب هويت و وجهى به كثرت است، و آن برزخ جامع بين آن دو است كه نفس آن عين وحدت حقيقى گرديده كه از آن احديت وجه اوّل و واحديت وجه دوم پديد آمده است، همچنان كه شارح فرغانى گفته و حضرت شيخ قدس سره هم در فصلى كه به كتابش الحاق كرده آن را بيان داشته است، و به واسطه جمعش بين آن دو؛ گاهى خواصّ وجه اول بر آن اطلاق مىگردد؛ مانند احديت كه منافى تعدّد وجودى و نسبى است، و مانند عينيّت براى اسماء ذاتى و اعتبار دوّم بودن آنها براى غيب اطلاق؛ به گونهاى كه بين آن دو هيچ فرقى جز به واسطه تعيّنى كه فقط او بودن او است نمىباشد، و غير اينها (از فروعات خواص وجه اول).
٢١/ ٤ و ديگرى خواص وجه دوم است؛ مانند واحديت كه در آن تعدّد و امتياز نسبى براى اسماء ذاتى و احكام آنها اعتبار شده است، و مانند «عماء» بودن از حيث محل بودن تعيّن عينى براى اسماء الهى و اعيان كونى و وجودى، از اين روى مؤيد الدين جندى (شارح فصوص الحكم) آنها را به اعتبار اول (يعنى اسماء الهى) «عماء» ناميده و به اعتبار دوم (يعنى اسماء كونى) «غماء» نام نهاده، با اينكه او (تعالى) براى كون در «عماء» ظاهر نگشت[١]- وگرنه جواب پيغمبر ٦ درست نبود- و اينكه آن[٢] عين نفس رحمانى است كه به صورت وجودى- از جهت انبساط و گسترش آن- تفسير شده است، و اينكه آن اولين مولود و نوزاد اولين نكاح اسماء ذاتى است، پس هرجا كه ترتيب بين دو وجه اعتبار شد؛ حكم به تقدّم و پيش بودن اوّل و تفرّع و منشعب شدن دومى- و به اصل جامع بين آن دو- داده مىشود، دليل آن[٣] چيزى است كه در مفتاح الغيب آمده: «عماء» به واسطه ماده امكانى كه در آن درنورديده شده مانند آينهاى غيبى مىباشد و انبساط و گسترش صورت وجودى در آن ماده عبارت از ظاهر حق مانند آينه و مجلا براى باطنش بودن است، اين چيزى بود كه در اين مبحث و مقام مىدانستم و بيان داشتم.
[١] - يعنى حق تعالى براى كون و خلق در مرتبه« عماء» ظاهر نگشت، يعنى در آنجا خلقى نيست، وگرنه جواب درست نبود و مطابق با سئوال هم نبود.
[٢] - اين جمله عطف بر عماء بودن از حيث محل بودن ... است و نيز بيان خواص وجه دوم است. و نيز جمله بعدى كه خواهد آمد: و آن اولين مولود و نوزاد ... است عطف بر اينها است.
[٣] - يعنى بر تقدم اولى و منشعب شدن دومى و اصل جامع، و دليل آن بيان او است كه: بودن ظاهر حق مانند آينه و مجلا براى باطنش.