ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٧٥٥ - ضابطه و قاعده ديگر
و سپس آنچه بدان تلبّس پيدا مىكند از (مراتب) احوال (و يا زمينهساز احوال) شمرده مىشود، پس هر كدام آنها زمينهساز بعدى است، چنانكه خداوند مىفرمايد: لَتَرْكَبُنَّ طَبَقاً عَنْ طَبَقٍ، يعنى:
شما حالى از پى حال ديگر خواهيد داشت (١٩- انشقاق) يعنى حالى كه از حال پيشين تولّد مىيابد، اينها استعدادهاى جزئى وجودى است. اما كلىاى كه قبول وجود اول بدان است وجودى نيست، بلكه آن حالتى غيبى براى عين ثابتى است كه عبارت از صورتى علمى و نسبتى تعيّنى در علم حق تعالى مىباشد كه در ذات خودش وجودى ندارد تا چه رسد به حالش؟
٣٠٤/ ٥ و بيان معرفت فرق بين دو حاصل به واسطه دو استعداد از راه استدلال از اثر حاصل؛ اين است كه به تمام حاصل خودت بنگرى، اگر حكمش بوجهى تعلق گرفت كه امكان زوالش در وقت و يا حال و يا موطن و يا نشأه معيّنى هست، متعلق آن استعداد جزئى مجعول است، وگرنه متعلقش استعداد كلى غيبى است.
ضابطه و قاعده ديگر
٣٠٥/ ٥ هرچه كه حصولش برايت موقوف بر امرى وجودى جزئى؛ غير وجود مطلق است؛ آن مجعول است و به واسطه استعداد جزئى مقبول مىباشد و آنچه كه نيست (مقبول) نيست، اين را در خودت و در آنچه از تو خارج شده و در آنچه براى تو و براى غير تو در آن اثر ظاهر و يا باطن است اعتبار كن.
٣٠٦/ ٥ حال گوييم: تنوع (گوناگونى) و اختلاف در اينباره بازگشت به تناسب و يا تنافر (رميدگى) بين اشياء دارد كه ناشى از غلبه حكم اتحاد و يا حكم امتياز مىباشد.
٣٠٧/ ٥ در نفحات گويد: غلبه احكام امتياز بر احكام اتحاد يا از حيث كثرت عددى و برتريش بر كثرت (احكام) اتحاد است و يا از حيث اصالت احكام و كلّى بودن آنها است كه سرّ تضاد و جهل و افتراق و مباينت آشكار مىشود، و گاهى هم كار برعكس است؛ يعنى حكم مناسبت قوى شده و محبت واقع مىگردد و سلطنت علم و پيوستگى و اجتماع و امثال اينها ظاهر مىشود. اين سخن حضرت شيخ قدس سره بود.