ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٥١٤ - اصل پانزدهم در ظهور صور عناصر چهارگانه و سپس آسمانهاى هفتگانه
است، و زير مركز سنگى بزرگ و كروى قرار داد و در نقطه اين سنگ سخت حيوانى است كه در دهانش برگ سبزى است و تسبيح و تحميد الهى را مىكند و آن حيوان اشرف و برتر است، و اين زمين را به (فرشتگان) ناشرات آبادان كرده و پيشآهنگ آنان فرشتهايست كه نامش قاف است و كوه محيط به زمين منسوب به او است، چون اين كوه محل نشستن آن فرشته است و حكم زمين و زلزلهها و فرو كشيدنهاى زمين و هرچه كه در زمين پديد مىآيد بدست او است.
٧٠٢/ ٤ سپس (گوييم:) كشف مىگويد كه آن (زمين) پيش از ديگر اركان و آسمانها آفريده شده و آنچه در بهشت است در آن موجود است و حشر مردمان بر آن است، جز آنكه اوصاف آن تبديل و تغيير مىيابد و در حشر «ساهره» است؛ يعنى بر پشت آن- به واسطه اين خاصيت- خوابى نيست، و تمام بهشت از نفايس معادن آن؛ از مرواريد و ياقوت و مرجان و نقره و طلا و عنبر و مشك و كافور و غير اينها ساخته شده، پس آنچه در بهشت است از آن آفريده شده، مانند آفريدن آدم از خاك و از گل سياه بود گرفته و از آبى پست، پس اين آگاهى دهنده بر اصل است.
٧٠٣/ ٤ و همانطور كه بهشت از زمين- آنگونه كه گفتيم- است، آتش و دوزخ هم از آن است، يعنى هر معدن پستى از آن؛ مانند گوگرد و آهن و قير و قطران[١] و سرب و غير اينها، و گاهى تعبير به وادى جهنم و بيت مقدس و بطن محسّر و به زمين ملعون و به درخت غرقد[٢] شده است، پس دوزخ را از اين زمين جزئى است و بهشت را جزء ديگر (پيغمبر ٦ فرمود:) مابين قبرى و منبرى روضة من رياض الجنّة، يعنى: بين مرقد و منبر من باغ و بستانى از بستانهاى بهشت است، جز آنكه اوصافش تبديل و تغيير مىيابد، و ما اين مطلب را به تمامه در كتاب جنت و نار بيان داشتيم.
٧٠٤/ ٤ پس اصل زمين است، لذا آن را با آنچه كه در او است در چهار روز كه چهار هزار سال است آفريد، يعنى هر روزى نزد او هزار سال است، و محلهاى خير و شرّ را معيّن و مقدر كرد.
[١] - ماده روغنى سياه رنگ است كه از برخى درختان مانند صنوبر و عرعر و امثال آن مىچكد، و ماده سياهى كه از تقطير زغال سنگ بدست مىآيد و در معالجه اكزما و داء الصدف بكار مىرود قطران ناميده مىشود. م
[٢] - درخت عوسج؛ زمانى كه بزرگ شود. م